خارج فقه ۱۰ (قمار: بازی با آلات قمار بدون رهان)


خارج فقه ۱۰ (قمار: بازی با آلات قمار بدون رهان)

, ,

موضوع: مکاسب محرمه/قمار /مراهنه بر بازی با غیر آلات قمار

 

خلاصه جلسه گذشته: صحبت در روایات مربوط به قمار بود. یکی از روایات این بود:

مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ[۱] بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى[۲] عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى[۳] عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ[۴] عَنْ أَبِیهِ[۵] عَنْ عَلِیِّ بْنِ عُقْبَهَ[۶] عَنْ مُوسَى بْنِ النُّمَیْرِیِّ[۷] عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ سَیَابَهَ[۸] عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ:‌«لَا بَأْسَ‌ بِشَهَادَهِ الَّذِی‌ یَلْعَبُ بِالْحَمَامِ وَ لَا بَأْسَ بِشَهَادَهِ[۹] الْمُرَاهِنِ عَلَیْهِ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَدْ أَجْرَى الْخَیْلَ وَ سَابَقَ وَ کَانَ یَقُولُ إِنَّ الْمَلَائِکَهَ تَحْضُرُ الرِّهَانَ فِی الْخُفِّ[۱۰] وَ الْحَافِرِ[۱۱] وَ الرِّیشِ[۱۲] وَ مَا سِوَى ذلک فَهُوَ[۱۳] قِمَارٌ حَرَامٌ»[۱۴] .

اشکالچند اشکال بر استدلال به این روایت وارد بود:

۱. سند روایت به خاطر وجود محمد بن موسی ضعیف است

۲. احتمال دارد مقصود از «لَا بَأْسَ‌ بِشَهَادَهِ الَّذِی‌ یَلْعَبُ بِالْحَمَامِ وَ لَا بَأْسَ بِشَهَادَهِ الْمُرَاهِنِ عَلَیْهِ» این باشد که شهادت این دو نفر اشکالی ندارد و مقبول است. با توجه به این احتمال، شاید مقصود از «مَا سِوَى ذلک»، غیر آن سه مورد و لعب بالحمام و مراهنه بر آن باشد؛ بنابراین ادعای ظهور این عبارت در غیر آن سه مورد، قابل قبول نیست.

۳. این روایت حرمت تکلیفی را بیان نمی‌کند. بلکه می‌گوید که رهان در غیر این موارد حرام است؛ یعنی خود رهان حرام است نه اصل بازی کردن. پس فقط حرمت گرفتن پول را می‌گوید.

سؤال: آیا می‌توانیم بگوییم که «مَا سِوَى ذلک فَهُوَ[۱۵] قِمَارٌ حَرَامٌ» تخصیص در قمار است؟ آیا آیه ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ﴾[۱۶] تخصیص می‌خورد یا اینکه اِبا از تخصیص دارد؟ مواردی که در روایت بیان شده، کدام یک از این حالات‌اند: ۱. قمار اند ولی حرام نیستند. ۲. قمار بر این‌ها صدق نمی‌کند. موارد خارج شده، تخصیصاً خارج شده‌اند یا تخصّصاً؟

ظاهر روایت این است که قمار بر اینها صدق نمی‌کند و این‌ها قمار نیستند. قمار آن است که با آلات مخصوص قمار همراه رهان انجام شود و هیچ یک از موارد مذکور لعب با آلات مخصوص قمار نیستند و قمار بر آنها صدق نمی‌کند. کلمه «حرام» در روایت، برای قمار قید توضیحی است؛ نه احترازی. آیه شریفه اِبا از تخصیص دارد. به نظر ما این حرف درست است.

روایت دوم:مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ[۱۷] بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ سَیَابَهَ[۱۸] قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع)… قَالَ … أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «إِنَّ الْمَلَائِکَهَ لَتَنْفُرُ عِنْدَ الرِّهَانِ‌ وَ تَلْعَنُ صَاحِبَهُ مَا خَلَا الْحَافِرَ[۱۹] وَ الْخُفَّ[۲۰] وَ الرِّیشَ[۲۱] وَ النَّصْلَ[۲۲] … وَ قَدْ سَابَقَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أُسَامَهَ بْنَ زَیْدٍ وَ أَجْرَى الْخَیْلَ»[۲۳] .

بررسی سند روایت: سند روایت درست است و مشکلی ندارد و روات آن امامی و ثقهاند.

رسول خدا (ص) فرمود: ملائکه زمانی که کسی رهان قرار دهد متنفر میشوند و کسی که رهان قرار دهد را لعن می‌کنند؛ مگر در مورد حمار، اسب، استر، إبل، فیل، تیر اندازی و شمشیر بازی. این روایت می‌گوید که رهان بر هر چیزی بد است؛ مگر در چند مورد.

آیا این نفرت و لعن ملائکه دلالت بر حرمت دارد؟ اگر دلالت بر حرمت داشته باشد، به این معناست که رهان، فارغ از قمار، فی نفسه حرام دیگری است. در این صورت، این بحث، بحثی غیر از قمار است؛ مگر این که بگویید به قرینه روایات قبلی، این روایت را نیز داخل بحث قمار بیاوریم ولی در این روایت حرفی از قمار نیامده است. آیا می‌توانیم بگوییم رهان خودش به تنهایی حرمت دارد؟اشکالات استدلال به این روایت:۱. مرحوم خوئی میگویند که سند این روایت اشکال دارد.[۲۴] به نظر ما سند این روایت درست است. اختلاف مبنایی است. اختلاف از اینجا نشأت میگیرد که اگر اصحاب اجماع چندین بار از کسی روایت نقل کنند، آیا این بر وثاقت آن شخص دلالت دارد؟ آیتالله خویی(ره) میفرمایند که دلالت بر وثوق ندارد.

۲. در مکروهات و مستحبات نیز امثال این تعبیرات آمده است. مثلاً: ملائکه به خانهای که سگ در آن باشد، وارد نمیشوند؛ در حالی که بودن سگ در خانه جائز است. در محل بحث ما نیز شاید روایت دال بر کراهت رهان باشد. به نظر ما با توجه به این که تنفر همراه لعن ذکر شده، این عبارت با حرمت تناسب دارد؛ هرچند نمی‌توانیم بصورت قطعی و صد درصد بگویم که حدیث حرمت را بیان میکند.

۳. آیتالله سبحانی می‌فرمایند: «إنّ المتیقّن من هذه [الروایه] هو ما إذا کانت الآلات متعارفهً کالبیض و الجوز، لا ما إذا کانت غیر متعارفه، کالمسابقه بالخطّ و الکتابه[۲۵] ».

امروزه در موارد زیادی از جمله تعلیم قرآن، خواندن قرآن، تألیف کتاب و… جایزه قرار میدهند. آیا می‌توانیم بگوییم این موارد حرام است و قمار؟ اگر «مَا سِوَى ذلک» حرام است، پس تمام این مواردی که قطعاً اشکالی ندارد، حرام می‌شوند؛ پس ما نمی‌توانیم این را بگوییم. بنابراین لعب اگر با آلات قمار باشد حرام است. پس نتوانستیم از این روایات حرمت لعب با غیر آلات قمار را ثابت کنیم.

 


[۱] . محمّد بن الحسن بن علیّ الطوسی‌: امامی و ثقه است.
[۲] . الأشعری: امامی و ثقه است.
[۳] . محمّد بن موسى بن عیسى الهَمْدَانی‌: ضعیف است.
[۴] . أحمد بن الحسن بن علیّ بن فضال‌: فطحی و ثقه است.
[۵] . الحسن بن علیّ بن فضّال التیمی: فطحی و ثقه است. بنابر قولی از أصحاب الإجماع است.
[۶] . علیّ بن عقبه بن خالد: امامی و ثقه است.
[۷] . موسى بن أکیل النمیری‌: امامی و ثقه است.
[۸] . امامی و ثقه است؛ ولی محقق خوئی این را قبول ندارند.
[۹] . در تهذیب الأحکام، شیخ الطائفه، ج۶، ص۲۸۴ چنین آمده: بِشَهَادَهِ صَاحِبِ السِّبَاقِ.
[۱۰] . من الإبل و الفیل.
[۱۱] . کالخیل و البغال و الحمیر.
[۱۲] . یعنی: السهم (تیر)، تیر پردار.
[۱۳] . در مصدر سابق: بدون «فَهُوَ» است.
[۱۴] وسائل الشیعه، الشیخ الحر العاملی، ج۱۹، ص۲۵۳، أبواب السبق والرمایه، باب۳، ح۳، ط آل البیت. (این روایت مسنده و ضعیفه است؛ بخاطر وجود محمد بن موسی در سند روایت و او ضعیف رمی بالغلو(.
[۱۵] . در مصدر سابق: بدون «فَهُوَ».
[۱۷] . محمّد بن علیّ بن الحسین بن بابویه‌ القمّی: امامی و ثقه است.
[۱۸] . امامی و ثقه است.
[۱۹] . کالخیل و البغال و الحمیر.
[۲۰] . از شتر و فیل.
[۲۱] . یعنی: السهم (تیر)، تیر پردار.
[۲۲] . السیف و الرمح و السهم‌.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید ؟
در گفتگو ها شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *