خارج اصول


خارج اصول

, ,

درس

استاد محسن فقیهی

۹۷/۰۷/۱۴

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: تعریف و موضوع اصول فقه

خلاصه جلسه گذشته: سخن پیرامون موضوع «کل علم» بود. برخی گفته بودند که «موضوع کل علم ما یبحث فیه عن عوارضه الذاتیه»[۱] .

نسبت بین موضوع علم و موضوعات مسائلقول اول: رابطه موضوع علم با موضوعات مسائل، از قبیل کلی و فرد است؛ مثلاً انسان یک کلی است و زید، عمرو، بکر و … هرکدام فردی از این کلی هستند. موضوع فقه، افعال مکلفین است صلاه، موضوع مسئله «الصلاه واجبه» است یا صوم موضوع دیگری برای مسئله دیگری است. صلاه یکی از افعال مکلفین است همچنین صوم، زکات و … .

این قول را محقق خراسانی[۲] و محقق نائینی[۳] برگزیده‌اند.

اشکال: برخی علوم، از قبیل کل و جزء هستند؛ یعنی لازم نیست که کلی و فرد باشد بلکه موضوع، مرکب است و یک جزء از آن آموخته می‌شود؛ مانند علم جغرافیا که موضوعش کره زمین است؛ زمانی که پیرامون یک کشور بحث شود به همان میزان دانسته می‌شود؛ همه کره زمین دانسته نشده بلکه فقط جزئی از آن که یک کشور است دانسته شده.

مثال دیگر: موضوع علم طب، بدن انسان است؛ بدن انسان دارای اجزائی است؛ گفته می‌شود این دکتر متخصص چشم است یا متخصص گوش است؛ او فقط یک جزئی از بدن انسان را می‌داند.

بنابراین همه علوم از قبیل کلی و فرد نیست بلکه برخی هم از قبیل کلی و جزء است.

برخی از علوم، علوم اعتباری هستند و اصلاً «عوارض ذاتیه» بر آن‌ها صدق نمی‌کند.

عوارض ذاتیه دو معنا دارد: ۱) معنای فلسفی ۲) معنای منطقی. در معنای فلسفی یعنی: «اذا وجدت وجد فی الموضوع» مانند سفیدی که حتماً باید بر روی دیوار، پرده، عمامه یا … تصور شود. در اینجا عرض در مقابل جوهر بوده که قوام جوهر به خودش است. این عوارض وجود خارجی داشته و امر حقیقی هستند.

عوارض در معنای منطقی: ذاتیات در منطق همان نوع، جنس و فصل هستند نوع مانند حیوان ناطق، جنس مانند حیوان و فصل مانند ناطق. در مقابل، عرض مانند ماشی و ضاحک، ماشی عرض عام است زیرا مشترک میان انسان و حیوان است و ضاحک عرض خاص که فقط عرض انسان است. این نوع از عوارض هم وجود خارجی دارند و امور حقیقی هستند.

اموری مانند وجوب، حرمت، استحباب، کراهت و اباحه، امور اعتباری هستند. شارع اعتبار کرده است که فلان چیز واجب است یا فلان چیز حرام است؛ این‌ها وجود خارجی ندارند. «زوجیت» که با اجرای صیغه عقد ایجاد می‌شود، چیزی در خارج به وجود نمی‌آید؛ وجود خارجی این دو نفر تغییری پیدا نکرده است بلکه بعد از «زوّجتُ» و «قبلت» شارع زوجیت را اعتبار می‌کند.

اعتباریات از حیطه ذاتیات، خارج‌اند؛ زیرا ذاتیات امور خارجی هستند به خلاف اعتباریات که وجود خارجی ندارند.

آیت‌الله فاضل[۴] و آیت‌الله سبحانی[۵] ،[۶] بیان کرده‌اند در علومی که شما آن‌ها را از قبیل کلی و جزء می‌دانید نیز با توجه به برخی از حیثیات، از قبیل کلی و فرد هستند؛ بنابراین آن قاعده کلی نقض نمی‌شود. وقتی موضوع طب، بدن انسان است چشم، گوش و سایر اعضا نیز بدن انسان بوده و فردی از افراد آن کلی هستند. در علم جغرافیا که زمین موضوع است هر گوشه از این کره خاکی، فردی از افراد زمین است.

محقق نائینی می‌فرماید: موضوع علم نحو کلمه است از طرفی گفته می‌شود «الفاعل مرفوع» یا «المبتدا مرفوع»، فاعل و مبتدا هم کلماتی هستند که رفع بر آن‌ها عارض شده. سؤال این است که در اینجا آیا کلمه مرفوع است یا فاعل مرفوع است؟ شما می‌گویید رفع عارض بر کلمه است به وساطت فاعل (الکلمه مرفوعه لانه فاعل) یعنی فاعل علت رفع کلمه است؛ بنابراین فاعل واسطه ثبوت است و واسطه ثبوت، از عوارض ذاتی است. همانند واسطه در عروض نیست (جری المیزاب) تا عرض ذاتی نباشد.[۷]

اشکال: در اینجا فاعلیت علت واقعی در رفع نیست بلکه علت جعلی، قراردادی و اعتباری است؛ همانند آتش نیست که علت واقعی حرارت است؛ بنابراین فاعلیت واسطه در ثبوت نیست تا از عوارض ذاتیه باشد.

قول دوم: در برخی از علوم نسبت موضوع علم به موضوعات مسائل از قبیل کلی و فرد است و در برخی از علوم از قبیل کلی و جزئی است. در علم ریاضیات هر یک از اعداد فردی از افراد موضوع است اما در علوم نقلی از قبیل کلی و جزء است؛ مثلاً در بحث صلاه، افعالی مانند رکوع، سجود و … هرکدام جزئی از موضوع کلی است.

قول سوم: به نظر ما هر دو قول می‌تواند باشد؛ یعنی در برخی از علوم نسبت، کلی و فرد است، در برخی از علوم کلی و جزء است و در برخی از علوم پاره‌ای از موضوعات مسائل، فردی از کلی است و پاره‌ای از موضوعات مسائل، جزئی از موضوع کلی است. دلیل این قول آن است که ما تعریف علم را به «عوارض ذاتیه» نپذیرفتیم.


0 پاسخ

پاسخ دهید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
مشارکت رایگان.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *