خلاصه جلسه گذشته: سخن در علم فقه درباره پذیرش ولایت از سوی جائر بود. پذیرش این ولایت، هنگامی جایز است که امربهمعروف و نهیازمنکر، وظیفه ما باشد و بتوانیم آن را انجام دهیم.
قید مسوغیت امربهمعروف
همه فقها این جواز را پذیرفتهاند، اما قیدی برای آن گفتهاند: «العلم أو الظنّ بعدم ارتکاب المآثم». کسانی که در حکومتهای جور میخواهند شغلی را داشته باشند، مانند کسانی که در کشورهای خارجی هستند، علاوه بر اینکه امربهمعروف باید وظیفه آنها باشد، باید علم یا ظن داشته باشند که مرتکب گناه نمیشوند. باید در ترازوی عقل خود بررسی کند که اگر وارد حکومت شود، این ورود او و پذیرش ولایت جائر چه میزان میتواند باعث شود که مرتکب معاصی شود. زمانی پذیرش ولایت جائر جایز است که باعث ارتکاب گناه نشود. این قید را بسیاری از فقها بیان کردهاند.
علامه حلّی رحمهالله میگوید: «السلطان الجائر فلا تجوز...
خلاصه جلسه گذشته: سخن در علم فقه درباره پذیرش ولایت از سوی جائر بود که آیا قبیح ذاتی است یا نه؟ گروهی از فقها معتقدند که پذیرش ولایت جائر نیز مانند دروغ، قبیح ذاتی است. دروغ گاهی بهدلیل مصالحی جایز میشود، پذیرش ولایت جائر نیز بهدلیل مصالحی جایز میشود، ولی ذاتاً قبیح است. گروه دیگری معتقدند که پذیر ولایت جائر، مانند نماز، روزه و...، تابع دستور شرع است؛ اگر روایتی بود که ممنوع است، ما نیز میگوییم که ممنوع است، اگر روایتی وارد شده بود که جایز است، ما نیز جایز میدانیم. شارع ممکن است بگوید که حرام، واجب، مستحب، مکروه یا مباح است. این مسئله در حیطه تعبّد است؛ یعنی آن را از دیدگاه عقلی محاسبه نکنید، بلکه حکم آن را از روایات به دست آورید. کسانی که آن را قبیح ذاتی میدانند، آن را مسئلهای عقلی میدانند؛ قطع نظر از روایات، پذیرش ولایت جائر، حرام است و قبح ذاتی دارد، بلکه جوازش دلیل میخواهد...
خلاصه جلسه گذشته: سخن در علم فقه درباره پذیرش ولایت از سوی جائر و جمع میان روایات این باب بود. روایات گوناگونی وارد شده؛ گروهی از روایات، ورود به دستگاه حکومت را حرام دانسته و بهشدت مخالفت میکند، گروهی از روایات نیز اجازه دادهاند که مردم برای اصلاح امور مؤمنان، وارد حکومت جور شوند. این روایات را باید چگونه جمع کرد؟
محقق ایروانی رحمهالله میگوید: «[إنّ المراد في بعض الروایات المجوّزة] هم عدّة من وجوه البلد و أعيانه الذين يختلفون إليه لأجل قضاء حوائج الناس، بل العمّال لا يستطيعون التخطّي غالباً عن ما نصبوا لأجله و فوّض إليهم من الأعمال و ليس لهم الشفاعات أو المسامحة في المجازات و إقامة السياسات إلّا أن يسرّوا به أسراراً و إلّا لأزيلوا عن مستقرّهم».[1]
محقق ایروانی رحمهالله معتقد است که دو گونه افراد داریم که با سلاطین جور ارتباط دارند: 1_ وارد دستگاه حکومت میشوند و از حقوق...
خلاصه جلسه گذشته: جلسه گذشته بحث در رابطه با إجزای أمر ظاهری (أمارات و أصول) از أمر واقعی بود که اگر أوامر ظاهریه از اصول و أمارات را انجام بدهیم، بعد از کشف خلاف آیا مجزی از أمر واقعی هستند یا خیر؟ مثلاً مکلّف سالها به قول عادل (مجتهدی) عمل کرده است بعد معلوم شده است که اشتباه بوده است. آیا سالهایی به حرف وی عمل کرده است مجزی است یا اینکه باید آن اعمال را قضا کند. آیا عمل به إمارات و اصول بعد از کشف خلاف، مجزی است یا خیر؟
القول الاول: عدم الإجزاء مطلقاً
اکثر علما بر این قائل هستند که «عدم الإجزاء مطلقاً فی الاصول و الأمارات»مطلقاً در اصول و أمارات إجزاء وجود ندارد.
مرحوم محمد تقي اصفهاني(رحمة الله علیه) میفرماید: «يكون الأصل بقاء الواقع في ذمته شأنا، بمعنی إعذاره في مخالفته مادام جاهلاً و لزوم امتثاله بعد انكشافه في الوقت و قضاؤه في خارجه»[1]
مرحوم...
خلاصه جلسه گذشته: سخن در علم فقه درباره پذیرش ولایت از سوی جائر بود که آیا میتواند استحباب یا به تعبیر برخی از فقها، جواز داشته باشد؟ یک مبنا این بود که «قبول الولایة من الجائر اما محرّمة و اما واجبة». گروهی معتقدند که میتواند مستحب باشد.
شیخ انصاری رحمهالله میگوید: «الأحسن في توجيه كلام من عبّر بالجواز مع التمكّن من الأمر بالمعروف إرادة الجواز بالمعنى الأعم. و أمّا من عبّر بالاستحباب، فظاهره إرادة الاستحباب العينيّ الذي لا ينافي الوجوب الكفائي؛ نظير قولهم: يستحبّ تولّي القضاء لمن يثق من نفسه مع أنّه واجب كفائيّ لأجل الأمر بالمعروف الواجب كفايةً أو يقال إنّ مورد كلامهم ما إذا لم يكن هناك معروف متروك يجب فعلاً الأمر به أو منكر مفعول يجب النهي عنه كذلك، بل يعلم بحسب العادة تحقّق مورد الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر بعد ذلك.
و من المعلوم أنّه لا يجب تحصيل مقدّمتهما قبل تحقّق...
خلاصه جلسه گذشته: سخن در علم فقه درباره پذیرش ولایت از سوی جائر بود. سخن مرحوم امام خمینی را توضیح میدادیم که در دوران امر میان اهم و مهم، قاعده این است که اهم را بگیریم و مهم را رها کنیم. این قاعده عقلی است که عقلا نیز آن را پذیرفتهاند، شارع مقدس نیز این قانون را پذیرفته است. باید توجه نمود که معنای اهم و مهم چیست؟ اهم و مهمی که متوجه شخص واحدی شده باشد، جاری است، اما اگر درباره دو نفر مکلف باشد که درباره یکی اهم و درباره دیگر مهم است، قانون اهم و مهم، جاری نیست. مثلا کسی اگر یک بار شرب خمر کند میتواند جلوی شرب خمر دو نفر یا دو بار شرب خمر دیگری را بگیرد، این کار درست نیست. مکلف وظیفه ندارد که گناه بکند تا جلوی گناه دیگری را بگیرد. آیا اجازه میدهید که مکلف، یک بار زنا کند تا با این کار جلوی دو بار زنای دیگری را بگیرد؟
مرحوم امام خمینی بهدرستی بیان میکند که اهم و مهم، نسبت به...
خلاصه جلسه گذشته: سخن در علم فقه درباره پذیرش ولایت از سوی جائر بود که آیا میتوان آن را بهعنوان کاری مستحب دانست؟
توجیه استحباب
شیخ انصاری رحمهالله توجیه دیگری برای استحباب، بیان میکند: «يمكن توجيهه بأنّ نفس الولاية قبيحة محرّمة؛ لأنّها توجب إعلاء كلمة الباطل و تقوية شوكة الظالم، فإذا عارضها قبيح آخر و هو ترك الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر و ليس أحدهما أقلّ قبحاً من الآخر، فللمكلّف فعلها تحصيلاً لمصلحة الأمر بالمعروف و تركها دفعاً لمفسدة تسويد إسمهم في ديوانهم الموجب لإعلاء كلمتهم و تقوية شوكتهم».[1]
نفس پذیرش ولایت جائر، قبیح و زشت است؛ زیرا باعث تقویت ظالم میشود. از سویی ترک امربهمعروف و نهیازمنکر نیز قبیح است. معارضه این دو قبیح باعث میشود که بتوان گفت: پذیرش ولایت جائر مستحب است تا بتوان با ورود به دستگاه حکومتی، امربهمعروف و نهیازمنکر کرد.
محقق...
خلاصه جلسه گذشته: سخن در علم فقه درباره پذیرش ولایت از سوی جائر بود که آیا پذیرش چنین ولایتی استحباب هم مییابد؟ آیا میتوان گفت که در برخی از موارد، مستحب میشود؟ پذیرش اینکه انسان، زیردست ظالمی باشد، ذاتا حرام است، از سویی، امربهمعروف و نهیازمنکر، واجب است، احسان به مؤمنان، مستحب است. اگر پذیرش ولایت از سوی جائر، حرام ذاتی است، باید واجب اهمی باشد تا بتواند این حرمت را بردارد که در این بحث میتواند امربهمعروف و نهیازمنکر باشد. اگر چنین واجب اهمی آمد، پذیرش این ولایت، جایز میشود و استحباب در جایی است که پس از ورود به دستگاه حکومت برای امربهمعروف و دفع مفسده، کارهای مستحبی را مرتکب شود. حرمت پذیرش ولایت جائر با وجوب امربهمعروف، تزاحم میکند، بر اساس قانون اهم و مهم، اهم را مرتکب میشود و وارد حکومت میشود و پس از آن اگر امربهمعروف کند، کار واجبش را مرتکب شده و اگر به مؤمنان احسان...
خلاصه جلسه گذشته: سخن در علم فقه درباره پذیرش ولایت از سوی جائر بود که آیا غیر از وجوب، میتواند احکام دیگری نیز داشته باشد؟ یعنی پذیرش این ولایت، مستحب، مکروه یا مباح باشد. یا اینکه «قبول الولایة من الجائر إمّا محرّمة و إمّا واجبة»؟
از شهید ثانی رحمهالله منقول است که میگوید: «لعلّ وجه عدم الوجوب كونه بصورة النائب عن الظالم و عموم النهي عن الدخول معهم و تسويد الإسم في ديوانهم، فإذا لم يبلغ حدّ المنع، فلا أقلّ من الحكم بعدم الوجوب».[1] از دیدگاه شهید ثانی رحمهالله، پذیرش ولایت جائر، واجب نیست، بلکه نهایتش این است که گفته شود، جایز است.
شیخ انصاری رحمهالله در پاسخ به شهید ثانی میگوید: «إنّ جواز الفعل و الترك هنا ليس من باب عدم جريان دليل قبح الولاية و تخصيص دليله بغير هذه الصورة، بل من باب مزاحمة قبحها بقبح ترك الأمر بالمعروف، فللمكلّف ملاحظة كلّ منهما و العمل بمقتضاه نظير...
خلاصه جلسه گذشته: سخن در علم فقه درباره پذیرش ولایت جائر بود. پذیرش این ولایت، اقسامی دارد؛ یک قسم این است که «قبول الولایة من الجائر واجبة» آیا پذیرش ولایت از سوی جائر، واجب میشود؟ اگر واجب میشود، در کجا؟
دلایل وجوب:
دلیل اول
﴿اجْعَلْنِی عَلَی خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ﴾[1] ؛ حضرت یوسف علیهالسلام از پادشاه مصر درخواست کرد که مسئول خزانه شود. معلوم میشود که وظیفهای در کار بوده است. هنگامی که حضرت میتواند وارد شود و خزانه را به دست گیرد، این کار را کرد.
اگر پیامبری در ادیان گذشته کاری کرده باشد و اسلام آن را نفی نکرده باشد، با استصحاب، میتوان گفت که در دین ما نیز وجود دارد.
ما در جلسات گذشته گفتیم که پذیرش ولایت از سوی جائر، حرام است، مگر اینکه از باب امربهمعروف و نهیازمنکر واجب شود و این امربهمعروف، واجب اهم باشد؛ یعنی واجب اهم، حرام را...
خلاصه جلسه گذشته: سخن در علم فقه درباره پذیرش ولایت جائر بود. آیا حرمت پذیرش ولایت، مستثنایی نیز دارد؟ آیا میتوان گفت که درباره اصلاح امور مؤمنان جایز است یا درباره امربهمعروف و نهیازمنکر، واجب میشود؟ پذیرش ولایتی که حرام است برخی گفتهاند که در مواردی «إمّا واجبة و إمّا مستحبة و إمّا مکروة و إمّا مباحة». یکی از مواردی که شیخ انصاری، شهید ثانی و... گفتهاند این است که «واجب» است. این وجوب در جایی است که اگر ولایت جائر را نپذیرد، نمیتواند امربهمعروف و نهیازمنکر کند.
برخی گفتهاند که امربهمعروف و نهیازمنکر باید فعلی باشد؛ یعنی حکومت منکراتی مرتکب میشود که اگر من وارد حکومت شوم، میتوانم جلوی آن را بگیرم، در این صورت، امربهمعروف و نهیازمنکر بر مکلف، واجب فعلی شده است. اگر منکری هنوز نیست و در آینده ممکن است موجود شود، من از اکنون وارد حکومت میشوم تا اگر منکری به وجود آمد...
خلاصه جلسه گذشته: سخن در علم فقه درباره این بود که آیا پذیرش ولایت جائر میتواند مستحب، مباح یا مکروه باشد؟ یا این دیدگاه درست است که پذیرش ولایت جائر از دو حال خارج نیست؛ حرام یا واجب است؟ مباحثی را بررسی کردیم و پاسخ این شد که ابتدا پذیرش ولایت جائر، حرام ذاتی یا نفسی است. برای اینکه این حرمت، برداشته شود، باید واجب اهمی باشد؛ مثلاً چون امربهمعروف و نهیازمنکر، واجب اهم است، میتواند حرمت پذیرش ولایت جائر را کنار بگذارد. این جوازی که با واجب آمد، ممکن است با استحباب یا کراهت همراه شود؛ مثلاً از حیث اینکه امربهمعروف است واجب میشود و از حیث اینکه میتواند در دستگاه حکومتی به مؤمنان کمک کند و مثلاً وامی به آنها بدهد، مستحب است. افزون بر امربهمعروف اگر بهفکر امرار معاش خود باشد، مکروه است.
دلیل کراهت:
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى[1] عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ[2] عَنْ أَحْمَدَ...
خلاصه جلسه گذشته: سخن در علم فقه درباره «قبول ولایت سلطان جائر» بود. هنگامی که حکومت جائر و طاغوت برقرار است، آیا انسان مؤمن، میتواند ولایت آن را بپذیرد، اما کارهای خیری مانند امربهمعروف و نهیازمنکر مرتکب شود. برخی از فقها گفتهاند: «قبول الولایة من الجائر إمّا واجبة و إمّا محرّمة و إمّا مستحبة و إمّا مکروة و إمّا مباحة»؛ احکام پنجگانه درباره آن جاری است. در مباحث پیشین گفتیم که حرمت پذیرش ولایت از سوی جائر، دو مبنا دارد؛ حرمت نفسی و حرمت ذاتی. حرمت ذاتی هنگامی است که ما حرمت را با دلایل عقلی ثابت کنیم؛ قبول ولایت جائر، کمک به ظلم است، ظلم و کمک به او قبیح است؛ پس پذیرش ولایت ظالم قبیح است. اگر حرمت را از روایات استفاده کردیم، حرمت نفسی است. در زمان حکومت پهلوی در ایران این مسئله بسیار وجود داشت. اکنون در حکومتهای دیگر مانند حکومت عراق که تحت حکومت ولایتفقیه نیست و با آمریکا نیز...
﴿وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلی ما في قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ﴾[1]
صحبت در تفسیر آیه دویست و چهارم سوره بقره است. این آیه در رابطه با منافقین و کسانی که اهل نفاق هستند، است.
علائم منافق:
علامت اول:
یکی از علائم این افراد این است که زیاد قسم میخورند. در رابطه با حرفهای دروغ و خلاف واقعی که میگویند، قسم میخورند. کسانی که در صحبتهای خود زیاد قسم میخورند، انسان در راست یا دروغ بودن حرفشان تردید پیدا میکند. منافقان اینطور هستند که اظهار محبت و رفاقت و دوستی میکنند و بعد هم قسم میخورند که نسبت به شما اخلاص و ارادت داریم درحالیکه ممکن است بدترین دشمن شما باشند.
بعضی از کسانی که اطراف اشخاص دارای مقام و ثروت هستند، اینگونه هستند و عرض ارادت آنها بخاطر خدا نیست بلکه بخاطر کسب مقام و ثروت است....
بحث در رابطه با صفات مؤمن بود. یکی از صفات مؤمنان، رحم است. ﴿مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ ﴾[1] نسبت به کفار خیلی شدید برخورد میکنند ولی بین خودشان رحم دارند.
در این رابطه که به مناسبت این ایام هم میبینید که مردم لبنان و غزه در زحمت هستند و مشکلات زیادی دارند، تمام زندگی و آنچه که داشتهاند، از بین رفته، این افراد الان خیلی زیاد هستند. زنان و کودکان زیادی به شهادت رسیدهاند و زندگی خیلی از مردم از بین رفته است. در اینجا مراجع عظام تقلید همه از مردم خواستهاند که آنچه در توان دارند کمک کنند بلکه مردم غزه و لبنان از این مشکل تا حدودی نجات پیدا کنند. این یکی از صفات مؤمن است.
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمودند: «والذي نفسي بيده لا يضع الله الرحمة إلّا على رحيم» رحمت خدا شامل کسانی میشود که رحیم...
پیش از شروع درس، این مشکلی که اکنون در لبنان پیش آمده (جنگ و ترور شهید سیدحسن نصرالله) باعث تأسّف شدید است. متأسّفانه مجروحان بسیاری از لبنان به بیمارستانهای شهرهای قم، تهران و... آوردهاند و هر روز بر تعدادشان افزوده میشود. خداوند متعال لطف نماید و این شر خاتمه یابد و به بهترین شکل، بهسود اسلام و مسلمین، تمام شود. برای شفای مریضان اسلام، بهویژه مجروحان لبنان، حمدی قرائت بفرمایید.
خلاصه جلسه گذشته: سخن در علم فقه درباره «قبول ولایة الجائر» در مقام احسان به مؤمنان و دفع مفاسد از مؤمنان بود. شیخ انصاری رحمهالله دراینباره میگوید: «الأولی أن یقال: إنّ الولایة الغیر المحرّمة: منها: ما یکون مرجوحة، و هي ولایة من تولّی لهم لنظام معاشه قاصداً الإحسان في خلال ذلك إلی المؤمنین و دفع الضرّ عنهم،... و منها: ما یکون مستحبة، و هی ولایة من لم یقصد بدخوله إلّا الإحسان إلی المؤمنین،... و منها...
بحث ما در فقه پول، درباره کاهش ارزش پول و تورم است. این مسئله یکی از مسائل مهم اقتصادی است که برای مردم و مسئولان در سالهای اخیر، باعث دغدغه بسیاری بوده است. هرچه زمان میگذرد و مسئولانی جایگزین مسئولان پیشین میشوند، وضعیت بدتر، تورم بیشتر میشود و ارزش پول مردم، کمتر میشود. برای اینکه ابعاد مسئله و مباحث مربوط به آن از دیدگاه فقهی و اجتهادی روشن شود، نیاز است که آن را ریشهای بررسی نماییم. تورم باعث شده است که مردم نسبت به برخی از مسئولان، بیاعتنا و بیتوجه شدهاند و حتی نسبت به نظام، مشکل پیدا کردهاند. شرکت در انتخابات در سالهای اخیر متأثّر از همین تورم بوده است و افراد کمی در انتخابات شرکت کردهاند. از آنچه گفته شد، ضرورت بررسی این مسئله آشکار میشود؛ بهویژه اینکه مقام معظم رهبری نیز مکرر درباره آن توصیه نمودهاند. ایشان در حکم تنفیذ رئیسجمهوری شهید آقای رئیسی بر تقویت پول ملّی...
خلاصه جلسه گذشته: صحبت در علم فقه درباره «پذیرش ولایت جائر» بود. آیا دخول تحت ولایت جائر برای جلب مصالح و دفع مفاسد، جایز است؟ اکنون در کشورهای عراق، افغانستان و... که جنبههای اسلامی دارند، حکومت اسلامی نیست و نمیتوان گفت که حاکمان، عادل هستند. آیا ورود به حکومت جور برای دفع مفاسد و جلب مصالح، جایز است؟ در جلسه گذشته، سخن شیخ انصاری رحمهالله را گفتیم. شیخ انصاری رحمهالله میگوید: «أنّ الولاية إن كانت محرّمة لذاتها، كان ارتكابها لأجل المصالح و دفع المفاسد التي هي أهم من مفسدة انسلاك الشخص في أعوان الظلمة بحسب الظاهر، و إن كانت لاستلزامها الظلم على الغير، فالمفروض عدم تحقّقه هنا».[1] بر اساس این سخن، گفتیم که قانون اهم و مهم باید مراعات شود، آن کاری که اهمیتش بیشتر است باید انجام شود. حرمت پذیرش ولایت جائر، ذاتی است، عقلاً قبیح است و اعانه بر ظلم است، اما اگر من وارد حکومت شوم، میتوانم...
خلاصه جلسه گذشته: جلسه گذشته بحث در رابطه با اجزای أمر اضطراری در وقت بود. مثلاً کسی در اوّل وقت آب ندارد تیمّم میکند و نماز میخواند، امّا بعد از ساعتی در داخل وقت آب پیدا میشود، وظیفه این شخص چیست؟
گفتیم که اگر عذر مستوعب باشد یعنی تا آخر وقت آب پیدا نشود، چنین شخصی آخر وقت تیمّم میکند و نماز میخواند. امّا اگر عذر غیرمستوعب باشد مثلاً ساعت اوّلیه آب نباشد ولی بعد از ساعتی آب پیدا بشود، آیا در این صورت شخص باید صبر بکند که با وضو نماز بخواند؟ یا اینکه صبر لازم نیست و میتواند در همان اوّل وقت با تیمّم نماز بخواند؟ مکلّف طبق آیه ﴿ فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا﴾[1] در اوّل وقت تیمّم کرد و نماز خواند و بعد از ساعتی در داخل وقت آب پیدا شد آیا باید نماز خود را إعاده بکند؟
القول الرابع: أّن مقتضی الأصل بالنسبة إلی الإجزاء في الوقت الاحتیاط...
خلاصه جلسه گذشته: جلسه گذشته بحث در رابطه با اجزای أمر اضطراری در وقت بود. مثلاً کسی که در اوّل وقت آب ندارد تیمّم بکند و نماز بخواند، امّا بعد از ساعتی در داخل وقت آب پیدا بشود، اگر قائل به إجزاء باشیم اعاده لازم نیست ولی اگر قائل به عدم إجزاء باشیم، مکلّف باید دوباره وضو بگیرد و نماز را اعاده بکند. در مورد شخصی که مسافر است و در سفر نماز خود را قصر خوانده است و بعد از ساعتی به محل اقامت خود میرسد، آیا این شخص نماز خود را دوباره تمام بخواند یا اینکه نمازی که قصر خوانده است کافی است؟ یا شخصی که به حجّ مشرف شده است و از باب تقیّه به امام جماعت اهل سنت اقتدا کرده و نماز خوانده است و بعد از لحظاتی به محل اقامت خود برمیگردد و هنوز وقت نماز باقی است، آیا نمازی را که از روی تقیّه خوانده کافی است یا اینکه باید دوباره اعاده بکند؟ اگر قائل به إجزا شدیم همان نماز اوّل (نماز با تیمّم، نماز قصر...
خلاصه جلسه گذشته: سال گذشته صحبت در علم فقه درباره این بود که یکی از محرمات الهی و مکاسب محرمه، آن است که انسان، تحت ولایت سلطان جائر قرار بگیرد. برای اثبات این مدّعا، دلایلی از قرآن، سنت، اجماع و عقل، بیان شد. ادلّه اربعه حکم میکند که «قبول الولایة الجائر، محرّمة ذاتاً»؛ زیرا مصداق ظلم است؛ کسی که به ظالم کمک کند، این کار، ظلم است. در این مسئله، حسن و قبح عقلی اقتضا میکند که «الظلم قبیح و اعانة الظلم قبیحة».
مسئله دیگر این بود که اگر پذیرش ولایت جائر برای جلب مصالح و دفع مفاسد باشد، آیا جایز است؟ آیا جلب مصلحت، میتواند حرامی را حلال کند؟ اشکال مهمی که در اینجا وجود دارد این است که آیا جلب این مصالح، واجب است یا مستحب؟ اگر مستحب باشد، امر مستحب نمیتواند حرامی را حلال کند؛ اگر مستحبی با حرامی تزاحم داشته باشد، بهیقین حرام، مقدّم است.
کسی از مرجع تقلید میپرسد: اگر من وارد...