
خلاصه جلسه گذشته: سخن در علم فقه درباره پذیرش ولایت جائر بود. آیا حرمت پذیرش ولایت، مستثنایی نیز دارد؟ آیا میتوان گفت که درباره اصلاح امور مؤمنان جایز است یا درباره امربهمعروف و نهیازمنکر، واجب میشود؟ پذیرش ولایتی که حرام است برخی گفتهاند که در مواردی «إمّا واجبة و إمّا مستحبة و إمّا مکروة و إمّا مباحة». یکی از مواردی که شیخ انصاری، شهید ثانی و... گفتهاند این است که «واجب» است. این وجوب در جایی است که اگر ولایت جائر را نپذیرد، نمیتواند امربهمعروف و نهیازمنکر کند.
برخی گفتهاند که امربهمعروف و نهیازمنکر باید فعلی باشد؛ یعنی حکومت منکراتی مرتکب میشود که اگر من وارد حکومت شوم، میتوانم جلوی آن را بگیرم، در این صورت، امربهمعروف و نهیازمنکر بر مکلف، واجب فعلی شده است. اگر منکری هنوز نیست و در آینده ممکن است موجود شود، من از اکنون وارد حکومت میشوم تا اگر منکری به وجود آمد جلوی آن را بگیرم، واجب فعلی نیست؛ زیرا هنوز منکری نیامده است. هنگامی که هنوز منکری به وجود نیامده، نمیتوان محرّم را کنار گذاشت و ولایت را پذیرفت. ممکن است گفته شود: «پیشگیری واجب است». این سخن هنگامی درست است که مرتکب محرّم نشوید؛ در این فرض نمیتوان گفت که مرتکب حرام شود تا بتواند پیشگیری کند. دفع منکر اگر اقوا از این حرمت باشد، میشود، مانند جلوگیری از قتل، اما درباره منکرهای دیگر، هنوز معلوم نیست که منکری باشد تا پذیرش ولایت حرام بر مکلف واجب شود.
در جلسات گذشته گفته شد که اگر ما دلیل حرمت پذیرش ولایت جائر را از عقل بدانیم، حرمت ذاتی است؛ زیرا پذیرش ولایت جائر، کمک به ظلم است و کمک به ظلم از دیدگاه عقلی، قبیح است. اگر دلیل حرمت، از روایات به دست آید، حرمت نفسی است. ما گفتیم که آیات و روایات، ارشاد به حکم عقل است؛ یعنی عقل حکم میکند و اگر آیه یا روایتی نیز وجود داشته باشد، ارشاد به همان حکم عقل است. برخی از فقها، حرمت نفسی را پذیرفتند که آیه و روایات، پذیرش ولایت جائر را حرام میدانند. در روایاتی نیز این حرمت، در مواردی مانند اصلاح امور مؤمنان، استثنا شده است. ما در اینجا گفتیم که اگر این اصلاح، مستحب باشد، نمیتوان آن حرام را بردارد، اما اگر به حد وجوب برسد، ممکن است بتواند آن حرمت را بردارد.
محقق ایروانی رحمهالله میگوید: حرمت را میتوان دو گونه بحث کرد: یکی اینکه حرمت ذاتی است و دیگری حرمت نفسی. این تقسیمبندیهایی که میشود، بر مبنای حرمت نفسی است، نه حرمت ذاتی. آیه و روایات، پذیرش ولایت جائر را حرام دانسته و در مواردی مانند احسان به مؤمن، اصلاح امور مؤمن و امربهمعروف را استثنا کرده است.
این سخن محقق ایروانی دقیق و قابلتوجه است. عالمان را باید دو دسته نمود؛ عالمانی که در حرمت پذیرش ولایت جائر به نص، تمسک کردهاند و عالمانی که به عقل استدلال کردهاند. کسانی که به نص، تمسک کردهاند، میتوانند بگویند که پذیرش ولایت جائر حرام است، اما اگر برای احسان مؤمنان باشد، مستحب و اگر برای امربهمعروف باشد، واجب است.
اما ما اشکال کردیم که این احسان باید به حد وجوب برسد، هرچند واجب کفایی باشد. از سویی سند روایات احسان، ضعیف است.
همه پذیرفتهاند که قبح ظلم، ذاتی است، برخلاف کذب؛ اگر مصلحتی در کذب باشد، جایز است. ظلم استثنا ندارد و همیشه حرام است؛ ازاینرو گفته میشود که قبح ظلم از مستقلات عقلیه است. هر کسی با هر دینی حکم میکند که ظلم، قبیح و عدل، حسن است. حال اگر شارع بگوید: «اعدلوا»، حکمی ارشادی است. اگر شارع بگوید: «لعنة الله علی الظالمین» حکمی ارشادی است و اشکالی ندارد. برخی چیزها، حرام شرعی، برخی حرام عقلی و برخی، هم حرام عقلی و هم حرام شرعی است. مقدمه واجب، واجب شرعی نیست، اما واجب عقلی است؛ مقدمه واجب مانند نردبان است، هنگامی میتوان بالای پشتبام رفت که نردبان قرار داد. مقدمه واجب که واجب عقلی است، ثواب و عقاب بر آن مترتب نمیشود و عقاب برای ترک ذیالمقدمه است نه مقدمه. حال که آیه و روایت بر حرمت ظلم وجود دارد، هم حرام شرعی و هم حرام عقلی است و منافاتی با هم ندارد.
محقق ایروانی رحمهالله معتقد است که باید بر مبنای حرمت ذاتی، مقداری دقت نمود. ما نمیتوانیم حکمی کلی بیان کنیم؛ زیرا اشخاص و شخصیتشان متفاوت است. گاهی عالم و آیتالله میخواهد وارد حکومت شود و گاهی کارگر یا... میخواهد وارد حکومت شود. همچنین زمانها و حکومتها نیز متفاوت هستند. از سویی، عقلی میگوید: «دفع المفسدة اولی من جلب المنفعة» در جایی که هم ضرر وجود دارد و هم منفعت و دوران امر میان ضرر و منفعت است، عقل میگوید که ابتدا باید ضرر را دفع کرد و سپس اگر ممکن بود، منفعت را به دست آورد. در محل بحث، اگر کسی وارد حکومت شود، تقویت ظالم است و این ضرر است، از سویی، میتواند با رفتنش، جلوی برخی از مفاسد را بگیرد که جلب منفعت است. در مقام مقایسه، جلب منفعت باید بسیار قوی باشد تا بتواند مقدم بر دفع ضرر باشد، وگرنه قانون، دفع ضرر را مقدم میداند. درست است که با رفتن من، ظالم مقداری تقویت میشود، اما میتوانم جلوی قتلها و مفسدههایی را بگیرم. بنابراین، ساده نیست که گفت با صرف توانایی بر امربهمعروف، واجب است که ولایت جائر را پذیرفت.
محقق ایروانی رحمهالله معتقد است که بر مبنای حرمت نفسی و استثنای مواردی توسط روایات، مقداری راه بازتر است؛ زیرا خود روایات میگوید که اگر میتوانی برو و به مؤمنان احسان کن.[1]
سخن محقق ایروانی رحمهالله، درست است، اما مبنای ما حرمت ذاتی است و برای برداشتن حرمت، نیاز است که وجوب اهم باشد. حرمت پذیرش ولایت، بهدلیل کمک به ظالم، قبح عقلی دارد و آیات و روایات، ارشاد به حکم عقل است. هر انسانی با هر دین و مذهبی، عقلش حکم میکند که کمک به ظلم، قبیح و حرام است؛ ازاینرو است که «پاپ» نیز به کشتار در فلسطین اعتراض میکند. ظلم قبیح است؛ بنابراین کاری که اسرائیل مرتکب شده باید از سوی همه دنیا محکوم شود، اما متأسفانه کشورهایی مانند آمریکا، انگلیس و کشورهای غربی از آن حمایت میکنند و این کاری خلاف عقل و حقوق بشر است.
[1] حاشیه المکاسب، ایروانی نجفی، میرزاعلی، ج1، ص44.