تاریخ: دوشنبه 20 بهمن 1404

چرا امیرالمؤمنین علیه السلام، خودشان هیچ گاه به غدیر خم استناد ننموده‌اند؟

ایشان شخصاً استناد نموده باشند و یا ننموده باشند، “غدیر خم” یک واقعه‌ای است که به سندهای معتبر شیعه و سنی اتفاق افتاده است و البته موضوع آن نیز “اخذ بیعت برای پذیرش ولایت، امامت و خلافتِ امیرالمؤمنین، علی بن ابیطالب، امام حسن، امام حسین و سایر امامان علیهم السلام، تا حضرت مهدی عجّ الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد.

    -برخی گمان دارند که پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، ایشان را در روز غدیر خم به عنوان ولیّ‌الله، امام و جانشین خود معرفی نموده‌اند! در حالی که پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، از همان روز نخست اعلام نبوت خود و دعوت به اسلام، ایشان را معرفی نموده بودند، بلکه در “غدیر خم” از مردم “بیعت” گرفتند و خواستند که این اتمام حجّت و بیعت را حاضرین به غائبین تا آخرالزمان برسانند.

استناد:

بنابراین، استناد اول به ولایت و امامت، “عقل” است که حکم می‌کند دین، دینداران و تمامی مردم، هیچ گاه بدون حجتی از سوی خدا باقی نمانند – استناد دوم “وحی” است که در آن اطاعت از خدا، رسول و اولی الامر (صاحبان ولایت الهی) را مترادف آورد؛ و نیز فرمود: همه چیز، و تمامی اعمال و حتی آثار آنها نزد “امام مبین” احصاء می‌گردد؛ و فرمود: در قیامت نیز هر گروهی را با امام‌شان فرا می‌خوانیم و … – استناد سوم، سنّت رسول الله صلوات الله علیه و آله می‌باشد که در غدیر خم به مرحله اتمام حجت و اخذ بیعت رسید و شیعه و سنّی آن را قبول دارند – و استنادهای بعدی به این است که آیا امیرالمؤمنین و سایر امامان علیهم السلام نیز اشاره و استدلالی به آن داشته‌اند یا خیر؟

نهج البلاغه:

برخی گمان دارند که تمامی فرمایشات ایشان، در کتاب نفیس “نهج البلاغه” درج شده است! در حالی که چنین ننیست و آن چه از بیانات ایشان در نهج البلاغه نیامده، به مراتب بیشتر از آن چه هست که آمده. نهج البلاغه انتخاب چند خطبه، نامه و کلام قصار از ایشان است که به لحاظ “بلاغت” نیز قابل توجه می‌باشند و توسط دانشمند ارجمند، مرحوم سید رضی رحمه الله علیه جمع‌آوری شده است.

بنابراین، عده‌ای که آشنایی زیادی ندارند، اگر مطلبی را در نهج البلاغه نیابند، می‌گویند: ایشان چنین بیان، استناد، استدلال و فرمایشی نداشته‌اند!

غدیر خم، در بیان امیرالمؤمنین علیه السلام:

(به سند شیعه و سنی)

یک – از ماجرای غدیرخم و بیعت عمومی مردم با امیرالمؤمنین علیه السلام در حضور پیامبراکرم صلوات الله علیه و آله، تا رحلت ایشان و حوادثی که فوری اتفاق افتاد، فقط نزدیک به دو ماه گذشته بود.

امیرالمؤمنین علیه السلام،  بلا فاصله پس از فراغت از مراسم تغسیل و تدفین ایشان، در مسجد پیامبر اعظم صلی الله و علیه وآله، مردم را جمع نمود و “غدیر خم” را به آنان متذکر گردید که بشیر بن سعد انصاری بهانه آورد و گفت: «اگر پیش از بیعت انصار با ابوبکر، آنان این حدیث را از تو شنیده بودند، کسی در شایستگی تو برای خلافت اختلاف نمی‌کرد».

یعنی تقصیر را به گردن ایشان انداخت و گفت: باید زودتر می‌آمدی و سخن می‌فرمودی، حالا دیگر بیعت کردیم و شکستن بیعت جایز نیست و … . (در حالی که پیش از این، با پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، نسبت به ولایت، امامت و خلافت ایشان بیعت کرده بودند و شکستند).

حضرت فرمودند:

«آیا با عقل و خرد سازگار بود که من پیکر پاک رسول خدا را رها کرده، پیش از خاک سپاری آن، برای درگیری در حاکمیت، از خانه بیرون بیایم؟ !

به خدا سوگند از کسی که خودش را نامزد خلافت کرد و با ما خاندان پیامبر در افتاد و حق ما را ربود و مانند شما آن را برای خود حلال و روا شمرد، هرگز نهراسیدم و به خوبی می‌دانستم که رسول گرامی حقیقت را برای مردم بیان کرده و برای کسی جای شبهه و عذری نگذاشته بود. کسانی که این سخن پیامبر را در غدیر خم شنیده‌اند، به خدا سوگندشان می‌دهم به آن شهادت دهند! آن جا که فرمود: «هر کس که من مولا و رهبر اویم، این علی مولا و پیشوای او است. خدایا دوستداران و پذیرندگان ولایتش را دوست بدار و در پوشش ولایت خود بگیر و مخالفانش را دشمن بدار. یارانش را مدد رسان و تنهاگذارندگانش را تنها بگذار!.» (الاحتجاج، ج ۱، ص ۱۸۶ – الامامه و السیاسه، ص ۲۹)

دو – عامر بن واثله می‌گوید: روزی که گروه شش نفره‌ی خلیفه دوم برای تعیین خلیفه در خانه‌ی وی گرد آمدند، من همراه امام علی (علیه السلام) بودم و شنیدم که به آنان چنین گفت: «استدلالی نیرومند بر حقانیت خودم دارم که عرب و عجم توان رد کردن آن را ندارد… شما را به خدا سوگند می‌دهم، آیا میان شما کسی جز من هست که رسول خدا درباره اش چنین فرموده باشد: « مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ. أَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَ عادِ مَنْ عاداهُ »؟ گفتند: «نه، هرگز!» (کتاب سلیم بن قیس، ص ۶۴۱، ح ۱۱ – فرائد السمطین، ج ۱، ص ۳۱۲)

سه – پس از ماجرای سقیفه، خلیفه اول که در پی فرصتی بود تا از آن حضرت دلجویی کند، روزی نزدش شتافت و به گفت و گو با وی پرداخت  علی (علیه السلام) در این مناظره پیوسته سوابق و امتیازات خود را بیان می‌داشت و خلیفه اول آن را تصدیق می‌کرد تا آن که حضرت به او فرمود: «تو را به خدا سوگند، آیا با استناد به حدیث رسول خدا (ص) در روز غدیر، من مولای تو و هر مسلمانی هستم یا تو؟» خلیفه اول جواب داد: شما هستید.» این مناظره تا آن جا ادامه یافت که ابوبکر منقلب شد و گریست و از حضرت مهلت خواست تا درباره گفتارش بیش‌تر بیندیشد‌. (الاحتجاج، طبرسی، ج ۱، ص ۳۰۷ – تاریخ طبری، طبری، ج ۲، ص ۲۳۶)

چهار – امیرالمؤمنین علیه السلام، در جنگ جمل، هنگام مناظره با طلحه، واقعه غدیر را باز گفت و به آن استناد کرد. (مناقب، خوارزمی، ص ۱۸۲ – مروج الذهب، مسعودی، ج ۲، ص ۳۶۴)

پنج – ایشان پس از پایان جنگ جمل، در نامه‌ای منظوم به معاویه (سر منشأ فتنه‌ها)، واقعه‌ی غدیر را متذکر شد و او را از مخالفت با خود بر حذر داشت. (الاحتجاج، طبرسی، ج ۱، ص ۴۲۹ – تذکره الخواص، ابن جوزی، ص ۱۰۷)

پنج – معاویه لعنه الله علیه (در شام)، به فتنه‌ی دیگری برخاست و شعار خونخواهی “عثمان” را سر داد، و این در حالی بود که امیرالمؤمنین علیه السلام، بر اساس قواعد شیعه و سنی و نیز خواست و اصرار مردم (به قول امروز‌ها دموکراسی و اکثریت) به خلافت رسیده بود و ادامه خلافت معاویه لعنه الله علیه در شامات، هیچ مشروعیت شرعی، قانونی و یا … نداشت، بلکه دیکتاتوری محض بود.

معاویه لعنه الله علیه، ابودردا و ابوهریره را به خونخواهی عثمان، نزد حضرت علی (ع) فرستاد . حضرت – پیش از آن که مساله خونخواهی را پاسخ گوید – مشروعیت خلافت خودرا ثابت کرد و فرمود: «اگر خداوند مساله خلافت را به دست مردم داده است و رای آنان ملاک مشروعیت است، مهاجران و انصار، پس از سه روز مشورت، همراه مردم با من بیعت کردند و این بیعت از بیعت با خلفای پیشین سنگین تر است؛ زیرا در سه بیعت پیشین با مردم مشورت نشد؛ و اگر خداوند است که باید انتخاب کند و اختیار در دست او است که ولایت من در قرآن و سنت اثبات شده است؛ و این دلیل برای من قوی‌تر است و حق مرا واجب تر می‌کند.» سپس در خطبه‌ای به حدیث غدیر استدلال نموده و بر معنای ولایت که همان اولویت است، تاکید ورزیدند. (الغیبه، نعمانی، ص ۶۹ – کتاب سلیم بن قیس، ح ۲۵)

شش – ایشان در خطبه نماز جمعه‌ی خود که مصادف با سالروز واقعه‌ی غدیر خم بود، فرمودند:

*- امروز (غدیر) روز با عظمت و مهمّی است که در آن گشایش رخداده، و نردبان ترقی برافراشته شده و حجّت ها آشکار گشته است.

امروز، روز روشنایی و پرده برداری از خالص ترین مقامات است – روز کامل شدن دین – روز عهد و پیمان بسته شده – روز شاهد و مشهود – روز آشکار گشتن عقده‌های نفاق و کفر – روز بیان ایمان – روز طرد شدن شیطان – روز دلیل و برهان… است.

*- … آیا می دانید «سبیل الله» ـ راه خدا ـ چیست؟ و چه کسی راه اوست؟ و چه کسی صراط خداست؟ و چه کسی طریق خداست؟

من «صراط » خدا هستم که اگر کسی برای اطاعت خدا آن را نپیماید، به آتش جهنم افکنده می‌شود؛

من «راه » خدا هستم که خداوند بعد از پیامبرش (ص) برای پیروی مردم مرا منصوب کرد.

من تقسیم کننده بهشت و دوزخم؛

من حجّت خدا بر تبه کارانم؛

من نور انوارم.

    –و البته موارد استناد به غدیر خم بسیار است که به همین مقدار بسنده می‌شود.

 

موضوع خبر: 

آخرین محتوای سایت

انتقاد صریح از سوءمدیریت‌های اقتصادی
در دیدار جمعی از اساتید و طلاب گلپایگان مطرح شد: انتقاد صریح آیت ‌الله فقیهی از سوءمدیریت‌های...
اطلاعیه برگزاری چهاردهمین جلسه درس اخلاق مسیر بندگی
  به گزارش روابط عمومی دفتر فقیه عالیقدر حضرت آیت‌الله محسن فقیهی، در راستای سلسله جلسات...
دیدار جمعی از مسئولان امنیتی انتظامی
آیت الله فقیهی در دیدار جمعی از مسئولان امنیتی انتظامی: تبعیت از رهبری حکیم و فرزانه انقلاب، سبب...
نامه تسلیت به حضرت آیت الله العظمی سیستانی دام ظله
نامه تسلیت حضرت آیت‌الله حاج شیخ محسن فقیهی دام‌ظله به مناسبت درگذشت اخوی مکرّم مرجع عالیقدر حضرت...
یادداشتی به مناسبت عید مبعث
  بسمه‌ تعالی درس هایی از بعثت یادداشتی از حضرت آیت الله محسن فقیهی به مناسبت عید مبعث...
حضور در بیت حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی دام ظله
  حضور حضرت آیت‌الله شیخ محسن فقیهی دام‌ظله در بیت مرجع عالیقدر حضرت آیت‌الله العظمی مکارم...