حدیث ۱۵ (چهل حدیث: مراحل کبر)

, ,

موضوع: احادیث کتاب چهل حدیث مرحوم امام (ره)/کبر/ مراحل کبر

درباره مباحث مرحوم امام (ره) در کتاب چهل‌حدیث، مطالبی است که باید به آن‌ها توجه کنیم:

کبر و خودبزرگ‌بینی باعث اکثر مفاسدی است که در عالم وجود دارد؛ کسانی که اهل کبر هستند، باعث مفاسد زیادی در جامعه می‌شوند.

کبر سه درجه و مرحله دارد:

مرحله اول: انسان در وجودش، کبر باشد و خودش را از دیگران بالاتر می‌بیند؛ می‌گوید: «من از شما بالتر هستم، عقیده‌ام این است که از شما بالاتر هستم». برخی خود را کوچک می‌دانند و می‌گویند: «من قابلی ندارم، ارزشی ندارم، می‌دانم که دیگران از من بهتر هستند»؛ اما برخی می گویند: «من از همه بالاتر هستم». این روحیه بد کبر در روحیه برخی وجود دارد اما برخی از این‌ها به‌خاطر تقوایی که دارند با این خصلت خود مبارزه می‌کنند؛ یعنی در ظاهر، کبر خود را می‌کوبند و نسبت به همه تواضع می‌کند در مقابل همه، اظهار کوچکی می‌کند. این کار باعث می‌شود که آرام‌آرام خصلت کبری که در وجودش هست را بشکند.

چنین شخصی هم کبر دارد و در خلوت با خود می‌گوید که من از دیگران بالاتر هستم و همیشه خوبی‌های خود را محاسبه می‌کند بدون اینکه بدی‌های خود را در نظر بگیرد. آقای متکبر متواضع‌نما واقعاً تکبر دارد اما جلو مردم، خودش را متواضع نشان می‌دهد. این شخص با کبرش مبارزه می‌کند. باید از این آقا تشکر کرد زیرا لااقل توانسته با کبرش مبارزه کند. به او گفته می‌شود که بالای مجلس بنشیند اما می‌گوید که پایین مجلس می‌نشیند هرچند دلش می‌خواهد که بالای مجلس بنشیند.

برخی هستند که دوست دارند که دیگران دنبالشان راه بیفتند و احترامشان کنند اما سرش را زیر می‌اندازد و تنها می‌رود. تکبر و کبر می‌گوید: «بگذار عده‌ای بیایند دور تو و احترامت کنند» اما او سرش را زیر می‌اندازد و با کبرش مبارزه می‌کند. یادم هست مرحوم امام (اعلی الله مقامه الشریف) از درس می‌آمدند، جواب شاگردان را که می‌دادند به شاگردان می‌فرمودند: «امری ندارید؟ خداحافظ». گاهی عبا را بر سر می‌کشیدند و از کوچه باریکی می‌رفتند؛ حاضر نبود که شاگردان به دنبالش بیایند. ما، خوشمان می‌آید که چند نفر دنبالمان بیایند ولی مرحوم امام (ره) مثل ما نبود.

یکی از نکات مهم این است که انسان، ممکن است روحیه تکبر داشته باشد اما باید با آن مبارزه کند. دلتان می‌خواهد بالای مجلس بنشینید اما همان ابتدای مجلس بنشینید؛ این مبارزه است. دلتان می‌خواهد که برایتان صلوات بفرستند، اعتنا نکن.

مرحله دوم: نمی‌تواند جلو تکبرش را بگیرد. وقتی وارد مجلس شد مستقیم بالای مجلس می‌رود و اگر کسی آنجا نشسته باشد، اشاره می‌کند که آن طرف‌تر برو تا من هم بنشینم. روحیه کبر دارد و به آن عمل هم می‌کند. اگر صلوات برایش نفرستادند، ناراحت می‌شود و می‌گوید: «شخصیت من چنین‌وچنان است، چرا کوتاهی کردند، چرا جلو پای من بلند نشدند». اظهار نمی‌کند اما در دلش به دنبال اجرای کارهای نفسانیش هست. کارهایی انجام می‌دهد که مقتضای کبرش هست؛ عملش داد می‌زند که دنبال تکبر است.

مرحله سوم: در دلش کبر دارد، در اعمالش هم نشان می‌دهد (همیشه دنبال بالای مجلس، مقامات ظاهری، تبلیغات، عکسش فلان جور پخش شود و … است) و با زبان هم ابراز می‌کند؛ به شما که می‌رسد می‌گوید: «عکس من را پخش کن»، به دیگری می‌رسد می‌گوید: «چرا از من تبلیغ نمی‌کنی؟». همیشه در پی آن است که خودبزرگ‌بینی وجودیش را اظهار کند.

 



خارج اصول ۶۵ (وضع: حقیقت شرعیه)

, ,

موضوع: مباحث الفاظ/وضع /حقیقت شرعیه

 

خلاصه جلسه گذشته: در جلسه گذشته به بحث صحیح و اعم رسیدیم. بحث صحیح و اعم شبیه بحث حقیقت شرعیه است و برخی اصرار دارند که ثمره‌ای بر این بحث مترتب نیست و برخی نیز اصرار دارند که این بحث ثمرات زیادی دارد. برای حل شدن این مساله نیاز است که بحث صحیح و اعم را بفهمیم و ببینیم که کدام‌یک از اقوال موجود در مساله صحیح است و پس از انتخاب قول حق، متوجه می‌شویم که ثمراتی دارد یا نه. لذا یکی از نکات در اینجا این است که بحث صحیح و اعم در الفاظ عبادات است یا در بحث معاملات هم وجود دارد؟ در بحث حقیقت شرعیه نیز همین را بحث می‌کردیم که منحصر در الفاظ عبادات است یا در معاملات هم هست؟ عبادات و معاملات به چه معناست؟ عبادات یعنی چیزهایی از طرف شارع که نیت در آن‌ها برای ما شرط است و انجام آن بدون قصد قربت، فایده‌ای ندارد. وضو، غسل، تیمم، نماز، خمس، زکات و… عبادت است و نیازمند قصد قربت است. سؤال اول: این موارد عبادت است یا نه؟: سجود، رکوع، غسل و مسح سر یا پا. سؤال دوم: معنای لغوی و اصطلاحی سجود، رکوع و مسح متفاوت است یا نه؟ اگر جواب این دو سؤال را بدهید، یکسری مسائل در اینجا حل می‌شود. مرحوم سید مجاهد می‌فرماید: «إعلم أنّ ألفاظ العبادات- و هی التی تتوقّف صحّتها على النیّه- على قسمین: أحدهما: ما کان باقیاً على المعنى الأصلیّ و لمینقل إلى المعنى المستحدث الطاری؛ کلفظ السجود و الرکوع و الطمأنینه و الغسل و المسح. و الآخر: ما کان منقولاً فی لسان الشرع إلى معنى جدید حادث باعتبار الشرع؛ کلفظ الصلاه و الحجّ و الصوم الموضوع فی اللغه لمعنى و فی زمان النبیّ (ص) و الأئمّه (ع) لمعنى آخر مربوط بالشریعه»[۱] . ایشان تعدادی مثال بیان کرده‌اند: یکی از آن‌ها سجود است که معنای لغوی‌اش است. آیا معنای لغوی سجود با معنای شرعی سجود فرق دارد؟ بله. سجود شرایط خاصی دارد و قصد قربت در آن شرط است ولی در سجود لغوی شرط نیست. در رکوع، مسح و غسل نیز همین‌طور است. معنای لغوی و اصطلاحی این‌ها متفاوت است. مرحوم سید مجاهد می‌فرمایند که الفاظ عبادات دو قسمند:

۱. الفاظی که همان معنای اصلی را دارند و فرقی نکرده‌اند و به معنای جدید نقل داده نشده‌اند؛ مانند سجود، رکوع و… . به نظر ما مثال‌های ایشان اشکال دارد و معنای لغوی و اصطلاحی این الفاظ، باهم متفاوت است و لااقل در شریعت اسلام در این‌ها قصد قربت لازم است ولی در معنای لغوی قصد قربت نمی‌خواهند.

۲. الفاظی که در لسان شارع به معنای جدید حادث به اعتبار شرع نقل داده شده‌اند. قسمت دوم درست است ولی در مورد قسمت اول گفتیم که به نظر ما اشکال دارد. پس از این مطالب مشخص می‌شود که یکی از بحث‌های مهم صحیح و اعم، در عبادات است که آیا در جایی که نیت و قصد قربت شرط است، الفاظ رکوع، سجود و… بر صحیح حمل می‌شود یا بر اعم از صحیح و فاسد؟




خارج فقه ۶۶ (قیافه: حکم تکلیفی)

, ,

موضوع: مکاسب محرمه/قیافه /حکم تکلیفی

 

خلاصه جلسه گذشته: صحبت در رابطه با اقوال در بحث حکم تکلیفی قیافه شناسی بود.

قول پنجمإن حصل الجزم بالقیافه و ترتّب علیها محرّم حرمت و إلّا کانت مکروههً[۱] .

اگر جزم حاصل شود یا محرّمی (مانند غیبت، تهمت، ایجاد اختلاف در خانواده‌ها و…) بر قیافه شناسی مترتب شود، قیافه شناسی حرام است؛ وگرنه مکروه است.

چه دلیلی می‌توانیم بر این قول اقامه کنیم؟ مسلم است که اگر محرّمی بر قیافه شناسی مترتب شد، حرام است و هرچیزی که متضمن حرام باشد و حرامی بر آن مترتب شود، حرام است. امّا در مورد اینکه جزم باعث حرمت شود: آیا اگر به صورت ظنی و احتمالی بیان شود، حرام است؟ گفتیم که جزم و احتمال در اختیار انسان نیست و امری قلبی است؛ مگر اینکه بگویید که در زمان بیان، بیانش ممکن است قطعی یا احتمالی باشد؛ یعنی گاهی قیافه شناس با قاطعیت می‌گوید «این زن، مادر این بچه نیست» و گاهی می‌گوید: «احتمالاً این بچه متعلق به این مادر نیست». در مباحث گذشته مطرح کردیم که همین احتمال هم درست نیست و باعث مشکلات و اختلافات می‌شود و احتمال هم همان مشکل را ایجاد می‌کند. پس به نظر ما فرقی ندارد که به صورت قطعی بیان کند یا احتمالی؛ در هر صورت اگر حرامی بر آن مترتب می‌شود حرام است. پس معیار ما در بحث قیافه شناسی این شد که اگر حرامی بر آن مترتب می‌شود، حرام است و اگر حرامی بر آن مترتب نمی‌شود، حرام نیست و در مورد حکم تعلیم، تعلّم و تکسّبش بحث خواهیم کرد.

قول ششم: جواز القیافه و الأحوط استحباباً ترک القیافه مطلقاً[۲] .

برخی از بزرگان می گویند که قیافه شناسی جایز است و حرام نیست ولی استحباب در ترک آن است.

سید طباطبایی (ره) می‌گوید: «لا بأس به و إن کان الأحوط ترکه مطلقاً»[۳] .

قول هفتم: الأحوط وجوباً ترک القیافه مطلقاً[۴] .

احتیاط واجب این است که انسان دنبال قیافه شناسی نرود مطلقاً؛ چه جزم پیدا شود و چه جزم پیدا نشود، چه حرامی بر آن مترتب شود و چه حرامی بر آن مترتب نشود

ادله قول هفتمدلیل اول: روایت

[۵] حَدَّثَنَا أَبِی ([۶] قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ[۷] عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ[۸] عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ[۹] عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَهَ[۱۰] عَنْ أَبِی بَصِیرٍ[۱۱] عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: «مَنْ تَکَهَّنَ[۱۲] أَوْ تُکُهِّنَ لَهُ فَقَدْ بَرِئَ مِنْ دِینِ مُحَمَّدٍ (ص)». قُلْت: فَالْقَافَهُ؟ قَالَ: «مَا أُحِبُّ أَنْ تَأْتِیَهُم وَ قَلَّ مَا یَقُولُونَ[۱۳] شَیْئاً إِلَّا کَانَ قَرِیباً مِمَّا یَقُولُونَ». وَ قَالَ: «الْقِیَافَهُ فَضْلَهٌ مِنَ النُّبُوَّهِ ذَهَبَتْ فِی النَّاسِ[۱۴] »[۱۵] .…»[۱۶] .

برخی از فقها به این روایت استدلال کرده‌اند[۱۷] [۱۸] .

بررسی سند روایت: تمام روات این روایت امامی و ثقه اند و این روایت مسنده و ظاهراً صحیحه است.

امام صادق (ع) می‌فرمایند: کسی که کهانت کند یا برای او کهانت کنند، از دین پیامبر (ص) بری شده است. راوی می‌گوید: قیافه شناسی چطور؟ آن هم به همین شدت است؟ حرمت دارد؟ امام (ع) می‌فرماید: من دوست ندارم به قیافه شناس مراجعه کنم. از جمله «مَا أُحِبُّ أَنْ تَأْتِیَهُم» کراهت فهمیده می‌شود. دستور نمی‌دهند که به طور کلی ترک شود. قیافه شناس‌ها حرف تازه‌ای نمی‌زنند و همان چیزی را که شما می‌فهمید را می گویند. شما هم گاهی فردی را می‌بینید و می گویید از «قیافه‌اش خوشم آمد»، «صداقت دارد»، «نورانی است»، «از قیافه‌اش خوشم نیامد، مرا نگرفت» و… . قیافه شناس نیز همین را می‌گوید و گاهی کم و زیادش می‌کند و حرف تازه‌ای ندارد و از خود می‌بافد. امام (ع) می‌فرمایند: قیافه شناسی، یک زیادی است که پیامبران دارند و مردم ندارند ولی در مردم هم مقداری هست و بین مردم هم آمده است. این زیادی خوب است یا نه؟ اگر یک زیادی است برای پیامبران و درایت است و تیزهوشی و…، پس خوب است.

سید عاملی (ره) می‌فرماید: «لایدلّ على الجواز[۱۹] قوله (ع) فی خبر «الخصال»: «الْقِیَافَهُ فَضْلَهٌ مِنَ النُّبُوَّهِ ذَهَبَتْ فِی النَّاسِ حِینَ بُعِثَ النَّبِیُّ (ص)[۲۰] »[۲۱] .

برخی مانند صاحب مفتاح الکرامه، خواسته‌اند بگویند که این برای پیامبر (ص) خوب است ولی برای مردم بد است و از این روایت برداشت کرده‌اند که مردم حق ندارند این کار را انجام دهند و این روایت بر جواز دلالت نمی‌کند. در حالی که «مَا أُحِبُّ أَنْ تَأْتِیَهُم» بر جواز دلالت می‌کرد؛ یعنی من دوست ندارم مراجعه کنم ولی حرام نیست و این عبارت ظهور در حرمت ندارد و کراهت استفاده می‌شود.

شیخ نجفی (ره) می‌فرماید: «ما ورد فی بعض الأخبار من أنّ القیافه فضله من النبوّه و العمل علیها منهم (ع) فی بعض الأحیان محمول على ما لاینافی المقام المجمع علیه نقلاً و تحصیلاً[۲۲] »[۲۳] .

مرحوم صاحب جواهر می‌فرمایند: مواردی مثل ماجرای امام رضا (ع) و امام جواد (ع)، که در آنجا هم حضرت فرمودند که شما اگر می‌خواهید بیاورید ولی من دوست ندارم، در جایی است که محرّمی بر آن مترتب نباشد. این روایات دلالت می‌کند که قیافه شناسی نزد امام رضا (ع) و پیامبر (ص) انجام شده است ولی به آن رغبتی ندارند و آن را حجت نمی‌دانند و در این موارد محرّمی در کار نبوده است. از مجموع این روایات استفاده می‌شود که اگر محرّمی در جریان قیافه شناسی محقق نشود، قیافه شناسی مرجوح و مکروه است و نمی‌توانیم به حرمت حکم کنیم. این برداشت صاحب جواهر است و به نظر ما حرف درستی است و همان حرفی است که ما قبلاً مطرح کردیم و البته گفتیم که محرّم، منحصر در بیان جزمی نیست و احتمال را هم شامل می‌شود. این که بگویید «این شخص احتمالاً زناکار است»، «احتمالاً به دین التزام ندارد»، «احتمالاً شرابخوار است» و… تهمت است و حرام است. اگر شخصی را در جامعه در معرض بی احترامی قرار دهید و حرفی بزنید که باعث شود آن شخص از نظر جامعه بیافتد و اعتبارش ساقط شود، گناه است. برداشت ما این است که از مجموع روایات می‌توانیم استفاده کنیم که قیافه شناسی مرجوح است و حرمت را نمی‌توانیم استفاده کنیم و فقط در صورتی که حرامی بر آن مترتب شود، حرام خواهد بود. اگر حرامی بر آن مترتب نشود، حرام نیست؛ مثلاً شخصی با قیافه شناسی، دزد اموال شما را پیدا کند.

دلیل دوم: اجماع[۲۴]

دلیل سوم: اطلاق فتاوا[۲۵]

 


[۵] محمّد بن علیّ بن الحسین بن بابویه القمّی: امامی و ثقه است.
[۶] علیّ بن الحسین بن بابویه القمّی: امامی و ثقه است.
[۷] القمّی: امامی و ثقه است.
[۸] الأنباری: امامی و ثقه است.
[۹] زیاد: امامی و ثقه و از اصحاب اجماع است.
[۱۰] البطائنی: از رؤوس واقفیه است؛ ولی ظاهراً مشایخ از او اخذ کرده‌اند قبل از واقفی شدنش و امامی و ثقه است.
[۱۱] یحیى أبو بصیر الأسدی: امامی و ثقه و از اصحاب اجماع است.
[۱۲] الکاهن هو الذی یخبر عن المستقبل عن قواعد ثابته عنده. الکاهن هو الذی یخبر عن الغائبات مع الاستعانه من الجنّ و یتعاطى الخبر عن الکائنات فی مستقبل الزمان و یدّعی معرفه الأسرار.
[۱۳] در بعضی از نسخه‌ها: «و قیل ما تقولون» پس احتمال دارد لفظ «قیل» از کلام امام (ع) یا صدوق (ره) باشد و معنا چنین می شود: أنتم تقولون أیضاً قریباً ممّا یقولون مثل أن تقولوا فلان یشبه أباه کما یقولون هذا أیضاً.
[۱۴] قیافه‌شناسی یک مازادی است از نبوّت که به دست مردم افتاده است.
[۱۶] الخصال، الشیخ الصدوق، ج۱، ص۱۹٫ (این روایت مسنده و ظاهراً صحیحه است، بنابر قولی موثقه است).
[۱۹] جواز القیافه.
[۲۰] . در الخصال، الشیخ الصدوق، ج۱، ص۱۹٫: بدون «حِینَ بُعِثَ النَّبِیّ(ص)».
[۲۲] یعنی: الحکم بحرمه القیافه إذا رتّب علیها محرّماً أو جزم بها.


خارج اصول ۶۴ (وضع: حقیقت شرعیه)

, ,

موضوع: مباحث الفاظ/وضع /حقیقت شرعیه

 

خلاصه جلسه گذشته: بحث در رابطه با حقیقت شرعیه بود و مطالبی مطرح شد و ما به ثبوت حقیقت شرعیه و ثمره داشتن آن قائل شدیم. بحث بعدی که تتمه بحث حقیقت شرعیه است و تذنیبی بر این بحث است، بحث حقیقت متشرعه می‌باشد.

تذنیب: درباره ثبوت یا عدم ثبوت حقیقت متشرعه

حقیقت متشرعه یعنی حقیقت شرعیه عند التابعین. آیا تابعین پیامبر (ع) و تابعین ائمه (ع) و مسلمانان، چه عالم و چه عامی، این الفاظ را در معانی جدید بدون قرینه استعمال می‌کردند؟ اصحاب پیامبر (ص) و ائمه (ع) لفظ صلاه و… را در چه معنایی استعمال می‌کردند؟ اگر شما در حقیقت شرعیه تردید کنید، دیگر در حقیقت متشرعه نمی‌توانید تردید کنید. اصحاب ائمه (ع) پس از صد سال یا بیشتر، از این الفاظ معنای لغوی را اراده می‌کردند یا معنای اصطلاحی و خاص را؟ برخی حقیقت شرعیه را قبول نکرده‌اند ولی حقیقت متشرعه را قبول کرده‌اند. یعنی این کلمات (صلاه، زکات، صوم و…) استعمال می‌شده و مردم معانی جدید را اراده می‌کردند. بعضی علما، متشرعه را به نحوی بیان کرده اند که شامل ائمه (ع) هم می‌شود و برخی از علما منظورشان تابعین ائمه (ع) است. اکثر علما نظرشان این است که حقیقت مشترعه به صورت قطع محقق است و ثابت است؛ ولو حقیقت شرعیه ثابت نباشد. البته آن افرادی که حقیقت شرعیه را ثابت می‌دانند، حقیقت متشرعه را به طریق اولی ثابت می‌دانند. مراد از متشرعههی موضوعه لکلّ من یدین بدین الإسلام عالماً أو عامّیّاً[۱] .

قول اول: ثبوت حقیقت متشرعه[۲] [۳] [۴] [۵] [۶]

محقق خوئی (ره) میفرماید: «إنّ استعمال هذه الألفاظ فی المعانی الشرعیّه على لسان المسلمین مائه سنه أو أکثر یوجب الوضع التعیّنیّ قطعاً و هو کافٍ فی حمل هذه الألفاظ على المعانی الشرعیّه؛ إذ بعد بلوغ استعمال هذه الألفاظ فی زمانهم (ع) حدّاً کان المسلمون یفهمون منها المعانی الشرعیّه بلا قرینه، کانوا (ع) یخاطبهم بها بلا قرینه و یریدون المعانی الشرعیّه»[۷] .

دو دلیل بر ثبوت حقیقت متشرعهدلیل اول: تبادر[۸] .

وقتی لفظ صلاه استعمال می‌شود، معنای نماز به ذهن مردم تبادر می‌کند و دعا معنا نمی‌کنند.

دلیل دوم: عدم صحت سلب[۹] .

محقق نراقی (ره) میفرماید: «ثبوت الحقیقه عند المتشرّعه لیس إلّا لأجل استعمال الشارع و غلبته بحیث حصل التبادر و عدم صحّه السلب عندهم، فکلّ زمان حصل فیه التبادر و عدم صحّه السلب، حصل الحقیقه أیضاً بالنسبه إلى أهله»[۱۰] .

قول دوم: عدم ثبوت حقیقت متشرعه[۱۱] [۱۲] [۱۳] [۱۴] .

امر دهم: صحیح و اعم

یکی از مباحثی که مرحوم آخوند در کفایه به صورت مفصل بحث کرده است، بحث صحیح و اعم است. همان‌طور که عده‌ای از علما می‌گفتند که بحث حقیقت شرعیه ثمره ندارد و عده‌ای می‌گفتند که ثمره دارد، در این بحث هم عده‌ای می گویند ثمره دارد و عده‌ای می گویند ثمره ندارد. باید جوانب این بحث را بررسی کنید تا تشخیص دهید که کدام قول درست است. باید این مباحث را بخوانید و بفهمید تا بتوانید بگویید که ثمره دارد یا نه. بحث صحیح و اعم در عبادات و معاملات مطرح می‌شود. سه تعبیر از علما در این بحث وجود دارد:

۱. «إنّ ألفاظ العبادات هل‌ هی‌ موضوعه للصحیحه أو للأعم؟‌ [۱۵] [۱۶] [۱۷] [۱۸] [۱۹] [۲۰] [۲۱] ». بحث در این است که الفاظ عبادات و معاملات برای خصوص صحیح وضع شده‌اند یا برای اعم از صحیح و فاسد وضع شده‌اند؟

۲. «إنّه وقع الخلاف فی أنّ ألفاظ العبادات أسامٍ لخصوص الصحیحه أو للأعمّ منها [۲۲] [۲۳] [۲۴] [۲۵] ». برخی از علما تعبیرشان این است: «اسامی عبادات و معاملات، اسم برای صحیح‌اند یا اسم برای اعم؟». تفاوتش با اولی در این است که در بیان اول، گفته شد که آیا الفاظ عبادات و معاملات برای صحیح «وضع» شده‌اند یا برای اعم؛ ولی در تعبیر دوم، به جای «وضع»، تعبیر «اسامی» را آورده‌اند. اسم با وضع فرق دارد. اگر بگویید «وضع»، یعنی واضع آن را وضع کرده است و اگر بگویید «اسم»، یعنی در جامعه این‌چنین از آن یاد می‌شود و فرقی ندارد که وضع تعیینی، تعیّنی، استعمالی، با قرینه یا … باشد. این اسم ممکن است با وضع، کثرت استعمال یا قرائن درست شده باشد.

۳. «قد وقع النزاع فی أنّ ألفاظ العبادات أ هی أسامٍ موضوعه للمعانی الصحیحه أو للأعمّ منها و من الفاسده؟»[۲۶] . برخی از علما گفته‌اند که الفاظ عبادات و معاملات اسامی وضع شده برای صحیح‌اند یا اعم؟

پس سه تعبیر از علما در این بحث وجود دارد. علما تعابیرشان به تناسب انتخابشان در بحث صحیح و اعم تغییر می‌کند و کسانی که وضع را قبول دارند، وضع را می گویند و کسانی که وضع را قبول ندارند، اسامی را می گویند. آیت‌الله شاهرودی بزرگ می‌فرمایند (ره): «لایخفى أنّ هذا البحث کان فی الأعصار المتقدّمه من المباحث المهمّه؛ لکنّه سقط فی هذه الأعصار عن الاعتبار؛ لعدم ترتّب ثمره عملیّه علیه، إلّا أنّه لمّا کان فیه مطالب علمیّه استطرادیّه فیتعرّضون له لأجل تلک المطالب»[۲۷] . ایشان می‌فرمایند که این بحث، یک بحث علمی است ولی ثمره‌ای ندارد. آیت‌الله حجت قائلند که این بحث ثمره دارد: «المقصود من هذا النزاع أن یحمل کلام الشارع عند إطلاقه على الصحیح لو قلنا بالصحیح أو الأعمّ لو قلنا بالأعم»[۲۸] . به این نکته توجه داشته باشید که چه صحیحی باشید، چه اعمی، باید در مقام امتثال، صحیح را بیاوریم. ممکن است شما اعمّی باشید ولی وقتی به شما می گویند که نماز بخوان، باید نماز صحیح بخوانید. در مورد زکات، حج و خمس هم همین‌طور است. این در مقام امتثال بود ولی در مقام استعمال این‌طور نیست و صحیحی‌ها می گویند که بر معنای صحیح حمل می‌شود و اعمی‌ها می گویند که بر اعم از صحیح و فاسد حمل می‌شود. برای اینکه این بحث را بهتر بفهمید مثالی بیان می‌کنیم: وقتی شما لباس، ماشین یا فرش می‌خرید، اگر خراب باشد، می گویید که خراب است و اعتراض می‌کنید. چرا اعتراض می‌کنید؟ در جامعه وقتی مردم می‌خواهند چیزی را معامله کنند هم این دعوا مطرح می‌شود و فروشنده می‌گوید که من این جنس را به شما فروختم و نگفتم مثلاً سیب صحیح می‌فروشم. فروشنده‌ها می گویند: «اعم» و خریدارها می گویند: «صحیح». این بحث را عرفی بدانید و این بحث عرفی در شریعت هم دارای آثاری است که بحث خواهیم کرد.


[۱] . ضوابط الأصول، الموسوی القزوینی، إبراهیم بن محمدباقر، ص۲۰٫
[۵] نتائج الأفکار فی الأصول، الحسینی الشاهرودی، محمود، ج۱، ص۸۹٫
[۶] مصباح الأصول (مباحث الألفاظ)، الواعظ الحسینی، السید محمد؛ تقریر بحث السید أبو القاسم الخوئی، ج۱، ص ۱۲۱٫
[۷] . مصباح الأصول (مباحث الألفاظ)، الواعظ الحسینی، السید محمد؛ تقریر بحث السید أبو القاسم الخوئی، ج۱، ص ۱۲۱٫
[۱۱] . مقالات حول مباحث الألفاظ، البهبهانى، علی، ص۳۵٫
[۲۱] الوسیط فی أُصول الفقه، السبحانی، الشیخ جعفر، ج۱، ص۶۸٫ (هل أسماء العبادات موضوعه للصحیح أو للأعم؟).
[۲۷] . نتائج الأفکار فی الأصول، حسینی شاهرودی، محمود، ج۱، ص۹۱٫

 



خارج فقه ۶۵ (قیافه: حکم تکلیفی)

, ,

موضوع: مکاسب محرمه/قیافه /حکم تکلیفی

 

خلاصه جلسه گذشته: صحبت در بحث قیافه شناسی بود که آیا این علم و عملی که انجام می‌شود، عمل حرامی است یا جایز است؟

قول چهارم: حرمت در غیر صورت ضرورت

مرحوم کاشف الغطاء مطالبی را فرموده‌اند که به روشن شدن بحث کمک می‌کند: «القیافه حرام؛ لصریح نقل الإجماع فیه من بعض و ظهوره من آخرین، مع ما فیها من منافاه ما هو ضروریّ للدین من إلحاق الولد للفراش بمجرّد الوطء و لو فی الدبر. و اختلاف الصور و الهیئات بین کثیر من الأنبیاء و الأوصیاء (ع) أو أولادهم فضلاً عن غیرهم بحیث یرى إنّ بعض أولادهم أقرب إلى اللحوق بغیرهم و لترتّب الفساد العظیم على ذلک و لزوم الفضیحه على المسلمین و نقض أحکام مواریثهم و دیاتهم و مناکحهم، إلى غیر ذلک. فمن تتبّع الآثار و نظر فی سیره الأئمّه الأطهار (ع) أنکر ذلک کلّ الإنکار. نعم لو قضت الضروره بها کإنکار نسب بعض المعصومین (ع) أو بعض المؤمنین، فالظاهر جوازها. و علیه نزل ما فی بعض الروایات أو على إنّ حضور القافه عندهم لم‌یکن باختیارهم (ع) فلایدلّ على تقریرهم و إنّما یحرم مع الاعتماد علیها و الرکون إلیها. و أمّا مجرّد معرفتها و الاطّلاع على حقیقتها مع اعتقاد إنّها من الحرامات، فلیس من المحرّمات؛ لأنّها لاتخرج عن مقتضى الأصل إلّا بالدلیل و أقصى ما دلّ على تحریمها بالنحو المذکور دون غیره»[۱] .

ما از ادله شرعیه برداشت می‌کنیم که خداوند متعال برای آبروی انسان‌ها ارزش زیادی قائل است و همان‌طور که جانشان احترام دارد، ناموس و آبرویشان هم احترام دارد و به آبروی مسلمانان توجه زیادی شده است و برخی از علما با توجه به روایاتی که می‌گوید «الولد للفراش»، فرموده‌اند که اگر زن و مردی با هم ازدواج کردند ولو اینکه وطی فی الدبر انجام شده، اگر نوزادی متولد شد، متعلق به این خانواده است؛ هر چند ممکن است از نظر علمی بعید یا محال باشد. آبروی خانواده بسیار محترم است و شارع از متهم کردن یک زن به فساد، حتی المقدور دوری می‌کند. اگر یک در هزار احتمال داشته باشد که این بچه متعلق به این خانواده باشد، همان از نظر شارع مورد اعتنا است و الولد للفراش آن را شامل می‌شود و باید بگوییم که متعلق به این خانواده است و از اتهام دوری کنیم و اگر بگویید «وطی در قُبُل نبوده و این بچه متعلق به من نیست»، به خاطر این تهمت حد می‌خورید. لذا مساله قیافه شناسی در تضاد با این سیره مستمره ائمه (ع) است. پس قیافه شناسی حرام است و باعث تهمت در جامعه می‌شود. لذا مرحوم کاشف الغطاء فرموده‌اند که قیافه شناسی در غیر صورت ضرورت، حرام است. این فرمایش اول ایشان بود که مطلب خوب و درستی است. ایشان مطلبی را در ذیل این صحبت بیان کرده‌اند: «و أمّا مجرّد معرفتها و الاطّلاع على حقیقتها مع اعتقاد إنّها من الحرامات، فلیس من المحرّمات؛ لأنّها لاتخرج عن مقتضى الأصل إلّا بالدلیل و أقصى ما دلّ على تحریمها بالنحو المذکور دون غیره» اگر کسی قیافه شناسی را یاد بگیرد و توجه داشته باشد که قیافه شناسی حرام است و فقط می‌خواهد یاد بگیرد، اشکالی ندارد. قیافه شناسی حرام است و کار خلافی است ولی یاد گرفتن آن اشکالی ندارد. به نظر ما این جمله اشکال دارد. حرمت قیافه شناسی و منافاتش با سیره ائمه (ع)، با این حرف شما مبنی بر جواز یاد گرفتن آن، منافات دارد. کسی که قیافه شناسی را یاد بگیرد و بر حقیقتش واقف شود، به طور طبیعی گاهی با این روحیه مواجه می‌شود که ممکن است کلامی از او صادر شود که این بچه متعلق به این خانواده نیست و آبروریزی اتفاق بیافتد. قانون، مثل قوانین راهنمایی رانندگی با توجه به غالب افراد است؛ مثلاً اگر شما در نیمه شب که هیچ خودرویی در خیابان نیست از چراغ قرمز عبور کنید، جریمه می‌شوید و قوانین، ناظر به غالب افراد است؛ ولی وقتی تبدیل به قانون شد، تمام موارد آن ممنوع است. از نظر شارع اگر چیزی حرام شد و مفسده غالبه‌ای در جامعه دارد، نباید شخصی دنبال تعلیم و تعلّم آن و تکسّب از آن طریق برود. همه چیزش حرام می‌شود.




خارج اصول ۶۳ (وضع: حقیقت شرعیه)

, ,

موضوع: مباحث الفاظ/وضع /حقیقت شرعیه

 

خلاصه جلسه گذشته: بحث در ثمره حقیقت شرعیه بود که آیا ثمره‌ای بر بحث حقیقت شرعیه مترتب است؟ این مساله بسیار توسط علمای بزرگ بحث شده است. دسته‌ای از علما مانند امام خمینی (ره)، محقق خوئی (ره) و شاگردان این بزرگان می گویند که ثمره‌ای ندارد و دسته دیگری مانند محقق اصفهانی (ره)، محقق عراقی (ره)، مرحوم مظفر، آیتالله مکارم و… قائلند که ثمره دارد. حق با کدام گروه است؟ افرادی که قائل به ثمره داشتن بحث حقیقت شرعیه اند، بر دو نکته تأکید می‌کنند که موجب می‌شود بگوییم که این بحث ثمره دارد و سایر علما به این دو نکته توجه نکرده‌اند:

۱. آیا بحث حقیقت شرعیه منحصر در لفظ «صلاه»، «زکاه»، «خمس»، «حج» و «صوم» است؟ آیا منحصر در پنج، شش یا هفت مورد است؟ لفظ «مضاربه»، «غسل»، «وضو»، «تیمم»، «نجاست» و … در روایات وارد شده است. منظور از این الفاظ در روایات، معنای لغوی اینهاست یا معنای اصطلاحی و جدید؟ در ابواب فقه مانند تجارت، اجاره، شرکت، مضاربه، مساقات، مزارعه و… هم این بحث جریان دارد و این سؤال مطرح است که روایات این ابواب، معنای لغوی را بیان می‌کنند یا معنای اصطلاحی را؟ بحث حقیقت شرعیه در تمام اینها مطرح می‌شود و اگر حقیقت شرعیه را قبول داشته باشید، به معنای اصطلاحی و اگر حقیقت شرعیه را قبول نداشته باشید، به معنای لغوی حمل می‌کنید. به نظر ما در این بحث، آیتالله مکارم از همه بهتر بحث کرده‌اند و به این نکته توجه کرده‌اند که بحث حقیقت شرعیه منحصر در صلاه، زکات و… نیست. بحث حقیقت شرعیه را محدود به این الفاظ نکنید و این بحث بسیار گسترده است. پس محدود به چند لفظ نیست و نمی‌توان گفت «معمولاً قرینه وجود دارد و بحث روشن است و معنای لفظ صلاه و… را در روایات می دانیم و می دانیم که معنایش، معنای اصطلاحی است و این برای ما روشن است و بحثی ندارد و این بحث ثمره‌ای ندارد». در جواب این حرف می گوییم که در مورد ﴿إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ﴾[۱] چه می‌گویید؟ منظور نجاست ظاهری است و بعد از دست زدن باید دستتان را بشویید یا اینکه منظور نجاست باطنی و معنوی است؟ در مورد «أَوْ تَقُومَ بِهِ الْبَیِّنَه»[۲] چه می گویید؟ معنای لغوی بیّنه، «ما به البیان» است ولی معنای اصطلاحی آن، دو شاهد عادل است. خود آیت‌الله خوئی (ره) که این را به معنای لغوی می‌گیرند، با سایر علما اختلاف دارند و سایر علما این را به معنای اصطلاحی می‌گیرند. پس بحث حقیقت شرعیه منحصر در آن الفاظ نیست و در ابواب مختلف فقه در عبادات و معاملات مطرح می‌شود.

۲. گاهی حقیقت شرعیه را در زمان شارع بحث می‌کنیم و گاهی آن را در زمان ائمه (ع) بحث می‌کنیم که آیا در زمان معصومین (ع) در این معانی حقیقت شده‌اند یا نه؟ گاهی ما با امامیه صحبت می‌کنیم و گاهی با اهل تسنن. در مباحثات با اهل تسنن، نمی‌توانید به روایات ائمه (ع) استدلال کنید؛ زیرا آن‌ها این روایات را قبول ندارند و باید به روایات پیامبر (ص) استدلال کنید. اگر بخواهید با مخالفین و اهل تسنن بحث کنید، حتماً به بحث حقیقت شرعیه نیاز خواهید داشت. در مباحثات ما با عامه و مباحثات ما با خاصه تفاوت زیاد است. ممکن است بحث حقیقت شرعیه در مباحثات با خاصه، خیلی لزومی نداشته باشد ولی اگر بخواهید با اهل تسنن بحث کنید باید مبنای شما و آن‌ها در این بحث روشن باشد.

شما باید اظهار نظر کنید که این بحث ثمره دارد یا نه. اگر بحث حقیقت شرعیه محدود به صلاه، زکات، حج و صوم باشد، این بحث ثمره زیادی ندارد؛ ولی اگر بحث حقیقت شرعیه گسترده باشد و تمام ابواب فقه را شامل شود، ثمره دارد. لذا برخی از علما آن را محدود کرده‌اند و برخی حقیقت شرعیه را به صورت گسترده در تمام ابواب فقه مطرح کرده‌اند. لذا افرادی را که قائل به ثمره نداشتن این بحث‌اند، باید توجه دهید که شما با کدام مبنا بحث می‌کنید و حقیقت شرعیه را محدود می دانید یا گسترده و زمان پیامبر (ص) را می گویید یا زمان ائمه (ع)؟

آیت‌الله مکارم می‌فرمایند: «إنّما یصحّ الإشکال لو کان النزاع فی خصوص لفظ الصلاه و الصیام و شبهها [شبههما]، أمّا لو کانت دائرته أوسع ممّا ذکر -کما هو المختار و قد مرّ بیانه آنفاً- فالثمره لهذا البحث کثیره و ما أکثر الألفاظ التی وردت فی روایات المعصومین (ع) و لایعلم أنّ المراد منها معانیها الشرعیّه أو اللغویّه[۳] ».

در جای دیگری می‌فرمایند: «لایخفى أنّ البحث عن ثبوت الحقیقه الشرعیّه و عدمه یکون له ثمره عملیّه بالنسبه إلى کثیر من هذه الألفاظ. و الظاهر أنّ الشبهه إنّما نشأت من تحدید البحث فی ألفاظ معدوده محدوده»[۴] به نظر ما فرمایش ایشان درست است. افرادی که می گویند که این بحث ثمره ندارد، مانند مرحوم امام خمینی، مرحوم ایروانی، مرحوم نائینی و مرحوم محقق خوئی، قبول دارند که اگر این الفاظ در لسان شارع باشند، باید بر معنای جدید حمل شوند ولی به دلیل وجود قرائن ثمره زیادی ندارد. ما میگوییم که قرائن در تمام ابواب فقه وجود ندارد و تنها در برخی از ابواب وجود دارد.


[۲] تهذیب الأحکام، شیخ الطائفه، ج۷، ص۲۲۶٫ و در آن آمده: عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ [بن هاشم القمّی: امامی و ثقه است] عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ [بن سعدان: امامی و ثقه است] عَنْ مَسْعَدَهَ بْنِ صَدَقَهَ [مورد اختلاف است و او عامّیّ بتریّ است، ظاهراً ثقه است] عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ: «کُلُّ شَیْ‌ءٍ هُوَ لَکَ حَلَالٌ حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ حَرَامٌ بِعَیْنِهِ فَتَدَعَهُ مِنْ قِبَلِ نَفْسِکَ وَ ذَلِکَ مِثْلُ الثَّوْبِ یَکُونُ عَلَیْکَ قَدِ اشْتَرَیْتَهُ وَ هُوَ سَرِقَهٌ أَوِ الْمَمْلُوکِ عِنْدَکَ وَ لَعَلَّهُ حُرٌّ قَدْ بَاعَ نَفْسَهُ أَوْ خُدِعَ فَبِیعَ أَوْ قُهِرَ أَوِ امْرَأَهٍ تَحْتَکَ وَ هِیَ أُخْتُکَ أَوْ رَضِیعَتُکَ وَ الْأَشْیَاءُ کُلُّهَا عَلَى هَذَا حَتَّى یَسْتَبِینَ لَکَ غَیْرُ ذَلِکَ أَوْ تَقُومَ بِهِ الْبَیِّنَهُ». (این روایت مسنده و ظاهراً صحیحه است).


خارج فقه ۶۴ (قیافه: حکم تکلیفی)

, ,

موضوع: مکاسب محرمه/قیافه /حکم تکلیفی

 

خلاصه جلسه گذشته: صحبت در مکاسب محرمه و بحث قیافه شناسی بود. یکی از مکاسب محرمه که مرحوم شیخ انصاری ذکر کرده‌ است، قیافه شناسی است. اقوالی در این بحث مطرح شد.

قول سوم: الحکم بحرمه القیافه إذا رتّب علیه محرّم أو جزم بها[۱] [۲] [۳] [۴] [۵] [۶] [۷] [۸] [۹] [۱۰] [۱۱] .

قول سوم این است که قیافه شناسی در دو صورت حرام است:

۱٫ حرامی (مانند تهمت، غیبت، دروغ و…) بر آن مترتب شود. ۲

۲٫ قیافه شناس حرفش را به صورت جزمی و قطعی مطرح کند. مفهومش این است که اگر با تردید گفته شود، حرام نیست؛ مثلاً بگوید «من احتمال می‌دهم که این بچه متعلق به این پدر نباشد».

محقق ثانی (ره) می‌فرماید: «القیافه حرام و هی إلحاق الأنساب بما یزعم أنّه یعلمه من العلامات أو إلحاق الآثار إذا رتّب علیه محرّماً أو جزم بنسبه من زعم علمه بکونه أثره»[۱۲] .

شهید ثانی (ره) می‌فرماید: «القیافه إنّما یحرم إذا رتّب علیها محرّم أو جزم بها»[۱۳] .

اشکالات قول سوماشکال اولادله‌ای که بر حرمت قیافه شناسی اقامه شده‌اند، که آن‌ها را در گذشته بحث کردیم، هیچ قیدی نداشتند. در روایات «قائف» آمده بود و قیدی نداشت. گفته نشده بود که «اذا رتّب علیها محرّم». اجماعی که در بحث قیافه شناسی مطرح شد نیز مطلق بود. پس ادله حرمت قیافه شناسی، این دو قید را ندارد.

اشکال دومآیا جزم می‌تواند یکی از محرّمات باشد؟ اصولاً جزم و قطع، امری قلبیست و امر قلبی در اختیار انسان نیست و جزم و قطع در اختیار انسان نخواهد بود. قیافه شناس به چهره نگاه می‌کند و گاهی برای او قطع حاصل می‌شود و گاهی قطع حاصل نمی‌شود. آیا ما می‌توانیم به او بگوییم که اگر قطع حاصل شد، حرام است؟ این جزم و قطع در اختیار او نیست. او با نگاه کردن، چیزهایی را می‌فهمد و نمی‌توانیم بگوییم که اگر قطع پیدا کرد، حرام است. مگر این که توجیه کنید و بگویید که در مقام القای قیافه شناسی به طرف مقابل، به صورت قطع بیان نکند؛ یعنی در مقام گفتن، به صورت قطعی بیان نکند؛ هرچند ممکن است در دل خود به این مطلب قطع داشته باشد. ولی در مجموع به نظر می‌رسد که ما نمی‌توانیم این مساله جزم را بگوییم. البته قسمت اول را که «إذا رتّب علیها محرّم» حرمت در صورت ترتب حرام بود، قبول داریم؛ ولی قسمت دوم یعنی «جزم بها» را قبول نداریم.

ادله قول سومدلیل اول: اجماع منقول[۱۴] (عدم خلاف)[۱۵] .

شیخ نجفی (ره) می‌فرماید: «کأنّه لا خلاف فی تحریمها»[۱۶] .

در این مساله، به آیات و روایات استدلال شد و اجماع، مدرکی یا محتمل المدرکیه خواهد بود و حجیتی ندارد؛ خصوصاً اگر عدم الخلاف باشد که اصلاً حجیت ندارد.

دلیل دوملعلّ دلیل التحریم لزوم لحوق شخص بآخر الموجب لترتّب أحکام کثیره بمجرّد ظنّه الذی لا دلیل علیه شرعاً، بل علیه دلیل نقیضه، فقد یلزم الحکم ببنوّته لغیر أبیه و غیر ذلک[۱۷] .

به نظر ما این دلیل تحریم در صورتی است که حرامی بر قیافه شناسی مترتب شود و دلیل بر قول سوم نیست؛ خصوصاً در مورد جزم.

دلیل سوملعلّ دلیل التحریم لزوم الحکم بترتّب أمر على أمر مع عدم علم و لا ظنّ معتبر، فقد یحکم بأحمقیّه شخص بمجرّد ذلک و کذا غیره مع النهی عنه و قد یکون کذباً، بل قد یشعر بأنّه مثل أحکام أهل النجوم الذی یحکم بأنّ اعتقاد ذلک حرام، بل کفر[۱۸] .

اگر بر قیافه شناسی، محرّمی مترتب شد، حرام است. در جلسات گذشته گفتیم که محرّم، فقط غیبت و تهمت نیست و ایجاد تردید نیز محرّم است. زن و شوهری که با هم زندگی می‌کنند و قیافه شناسی می‌آید و می‌گوید که این بچه متعلق به این پدر نیست؛ فرقی ندارد که به صورت احتمالی بگوید یا قطعی، در هر صورت مرد به همسرش مظنون می‌شود و زندگی این خانواده متلاشی می‌شود. پس مقید کردن این حکم به جزم، وجهی ندارد. پس «رتّب علیها محرّم» می‌تواند جزمی، ظنی، شکی و وهمی باشد. پس به نظر ما، مقید کردن این حکم به جزم، وجهی ندارد. در این حکم تفاوتی بین نسبت فامیلی (مثلاً: این بچه متعلق به این پدر نیست) و غیر آن (مثلاً: این شخص احمق است) وجود ندارد. اگر قیافه شناس بگوید که این شخص احمق است، در آینده مردم این شخص را اذیت می‌کنند و می گویند قیافه شناس درست گفت و تو احمقی و … . حتی اگر عقل شخصی به نظر ما سبک است، حق نداریم در جامعه بگوییم که این فرد عقل ندارد و کم عقل است. پس با توجه به این که قیافه شناسی مستلزم گناهانی است که دسته‌ای از آنها آشکار است که حرام است، مانند غیبت و تهمت و دسته‌ای از آن‌ها حرمتش با کمی دقت مشخص می‌شود و در نگاه اول مشخص نیست، حرام خواهد بود. اگر جمله قیافه شناس دارای بار منفی باشد، گفتنش جایز نیست؛ مگر در صورت ضرورت مانند ماجرای امام رضا (ع) و امام جواد (ع) که مساله امامت با شک و تردید نزدیکان مواجه شده بود و امام (ع) می‌دانستند که اگر قیافه شناس بیاید، به اینکه امام جواد (ع) فرزند امام رضا (ع) است، حکم می‌کند.

دلیل چهارمشیخ نجفی (ره) می‌فرماید: «منافاتها[۱۹] لما هو کالضروریّ من الشرع من عدم الالتفات إلى هذه العلامات و هذه المقادیر و إنّ المدار فی الإلحاق بالنسب الإقرار أو الولاده على الفراش أو نحوهما ممّا جاء من الشرع؛ بل الوجدان أعدل شاهد على عدم مطابقه القیافه للنسب الشرعی»[۲۰] .

 


[۸] ظاهر ما وراء الفقه، الصدر، السید محمد، ج۳، ص۸۳؛.
[۹] وسیله النجاه، البهجه، محمدتقی، ص۴۱۸٫
[۱۹] القیافه.


مسئولان مراقب سوءاستفاده دشمن از سخنانشان باشند/ درس‌های آیه ۱۲۴ بقره

,

استاد تفسیر حوزه علمیه با اشاره به مضمون آیه ۱۲۴ بقره گفت: یکی از نکات مهم آیه این است که مسئولان باید مراقب سوءاستفاده دشمن از سخنانشان باشند. همچنین وقتی از مسئول، مدیر، رئیس‌جمهور و نماینده‌ای انتقاد می‌کنیم، در کنارش پیشنهاد و راه‌حل هم بدهیم؛ بگوییم کار شما به این دلایل اشتباه است و راه‌حلش نیز انجام این اقدام جایگزین است.

 

به گزارش ایکنا، آیت‌الله محسن فقیهی، استاد سطح عالی تفسیر حوزه علمیه، امروز، ۲۳ بهمن‌ماه، در ادامه تفسیر سوره مبارکه بقره به آیه ۱۰۴ سوره بقره «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقُولُوا رَاعِنَا وَ قُولُوا انْظُرْنَا وَاسْمَعُوا وَ لِلْکَافِرِینَ عَذَابٌ أَلِیمٌ» اشاره کرد و گفت: یهودیان نوعی خود بزرگ‌بینی دارند؛ در این آیه گرچه خطاب به مؤمنان است، ولی کنایه و اشاره آن به قوم یهود است.

وی با بیان اینکه یکی از مسائلی که در جامعه وجود دارد، این است که انسان‌ها خیلی واضح و صریح حرف خود را بیان می‌کنند و با کنایه و اشاره حرف نمی‌زنند، اظهار کرد: در مقابل این عده، برخی سخنانشان را دوپهلو بر زبان می‌آورند و دوپهلو حرف زدن هم شگردی است که مخاطب برداشت‌های مختلفی از سخنشان داشته باشد؛ دوپهلو حرف زدن سبب سوءاستفاده دشمنان می‌شود.

آیت‌الله فقیهی با بیان اینکه کسانی که واضح حرف نمی‌زند و سخنان دوپهلو می‌زنند در حقیقت منافقانه رفتار کرده و سبب سوءاستفاده دشمنان می‌شوند، با اشاره به تعبیر «راعنا»، تصریح کرد: وقتی پیامبر(ص) آیه‌ای را توضیح می‌دادند، اعراب مستمع می‌گفتند که ما را مراعات کن، مطلب را نفهمیدیم، دوباره برای ما تکرار کن؛ از طرفی راعنا در زبان عبری به معنای شر، بدی و پلیدی است؛ لذا یهودیان این عبارت را به عنوان تمسخر برای پیامبر به کار می‌گرفتند؛ یکی از اصحاب که زبان عبری را بلد بود متوجه این رفتار آنان شد، لذا این آیه نازل شد.

وی با بیان اینکه نکاتی در این آیه شریفه است که باید به آن توجه کنیم، اظهار کرد: «انظرنا» در این آیه به معنای توجه با دقت، تأمل و تحقیق است؛ لذا بهترین استاد، استادی است که طوری درس بدهد که همه درس او را بفهمند و مراعات اضعف مخاطبان و شاگردان را بکند و برای امام جماعت هم گفته‌اند که امام جماعت باید رعایت اضعف مأمومین را بکند.

فقیهی با بیان اینکه استهزاء مربوط به قصد انسان است، اظهار کرد: ممکن است فردی جمله‌ای را بگوید و قصد خیر داشته باشد و همان جمله را فرد دیگری بگوید و قصد شر داشته باشد. یهودیان «راعنا» را به تمسخر گرفتند و آن را فحش خطاب به مسلمین می‌دادند.

درس آیه ۱۲۴ سوره بقره برای امروز

وی با بیان اینکه در برابر دشمن باید آگاه باشیم، اظهار کرد: مسئولان باید توجه کنند این سخنرانی و مصاحبه‌ای که دارند آیا مورد سوءاستفاده دشمنان قرار خواهد گرفت یا خیر. ممکن است در تلویزیون خودمان، حرف بزنیم و حقایقی را هم بیان کنیم، ولی آیا بیان این حقایق مورد سوءاستفاده دشمنان هست یا خیر. اگر انسان متوجه باشد که این حرف به نفع کشور و جمهوری اسلامی و اسلام است یا خیر، در سخن گفتن دقت می‌کند.

استاد تفسیر حوزه با بیان اینکه باید از توطئه‌های دشمن آگاه باشیم و حرف‌هایی بزنیم که دشمن نتواند سوءاستفاده کند، ادامه داد: مقام معظم رهبری بار‌ها تأکید فرموده‌اند که به مقدسات دیگران اهانت نشود، زیرا باعث سوءاستفاده دیگران می‌شود. این قانون اسلام است که هر چیزی را که باعث سوءاستفاده دشمن است، پرهیز شود؛ به مسئولان کشور می‌گوییم این حرف‌هایی که می‌زنید آیا به نفع کشور است؟ آیا به خاطر خدا، حفظ اسلام و کشور بر زبان می‌رانید؟

وی اضافه کرد: همیشه باید توجه کنیم دشمن از هر فرصتی استفاده می‌کند؛ این طور نیست که دشمن به خواب برود، بلکه توطئه و برنامه‌ریزی دارد و از هر فرصتی برای پیشبرد اهدافش سود می‌برد؛ ممکن است مطلبی در جمع خصوصی بیان شود، ولی همان مورد استفاده سوء دشمن قرار گیرد.

ارائه راه‌حل در کنار انتقاد

فقیهی با بیان اینکه باید دقیق و مؤدب به آداب اسلامی باشیم و با ادب سخن بگوییم، تصریح کرد: نکته دیگر آیه آن است که وقتی کلمه‌ای کاربرد مناسب ندارد، کلمه جایگزین معرفی می‌شود؛ یعنی وقتی از مسئول، مدیر، رئیس‌جمهور و نماینده‌ای انتقاد می‌کنیم، در کنارش پیشنهاد و راه‌حل هم بدهیم؛ بگوییم کار شما به این دلایل اشتباه است و راه‌حل آن این است که این جایگزین را انجام دهید.

وی با بیان اینکه حفظ اقتدار نظام اسلامی بر همه واجب است، اظهار کرد: اقتدار یک ارزش بالایی دارد، اینکه مسئله ولایت فقیه را باید ارزشمند تلقی کنیم، برای حفظ اقتدار است و در حقیقت امنیت و آسایش خودمان را فراهم می‌کند.



آیت الله فقیهی: ملت ایران با حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن عزت و اقتدار خود را نشان داد

,

استاد حوزه علمیه با اشاره به اهمیت حمایت از ولایت فقیه عنوان کرد: باید از ولایت فقیه پشتیبانی شود تا اقتدار کشور حفظ شود، مردم هر دین و مظهری داشته باشند ولی نیازمند آرامش و آسایش هستند.

آیت الله فقیهی تصریح کرد: راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال از همه سال ها پرشور و با صلابت بیشتری برگزار شد و ملت با شعار مرگ برآمریکا  مخالفت خود با استکبار را نشان دادند و این راهپیمایی سبب مایوس شدن دشمن می شود.

وی با بیان اینکه ملت ایران با اقتدار خود سبب می شود امنیت در کشور پایدار بماند و سبب یاس دشمنان می شود، خاطرنشان کرد: مردم حامی نظام و انقلاب هستند و به لطف خدا تحریم ها موثر واقع نشده و ملت ایران با این حضور میلیونی در مراسم راهپیمایی مشت محکمی به دهان آمریکا زد که فراموش شدنی نیست.