آیت الله فقیهی: زائران پیاده‌روی اربعین به دنبال وحدت اسلامی باشند

🔴 آیت الله فقیهی: زائران پیاده‌روی اربعین به دنبال وحدت اسلامی باشند

🔹آیت‌الله محسن فقیهی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در قم، حرکت عظیم پیاده‌روی اربعین را حرکتی جهانی توصیف کرد و اظهار داشت: پیاده‌روی روز اربعین، به‌دوراز ملیت و مذهب خاصی بوده و ظرفیت بالایی برای صلح و ثبات منطقه ایجاد خواهد کرد لذا با احترام به ادیان مختلف این حرکت عظیم می‌تواند به وحدت جهان اسلام و مسلمانان و مردم کل جهان تبدیل شود.

🔹وی با پیروی از فرمایش مقام معظم رهبری این حرکت عظیم را مختص دین و مذهب خاصی ندانست و تصریح کرد: تمام جوامع و ادیان مختلف در این تجمع بزرگ تشیع مشارکت دارند و این حرکت مختص به گروه خاصی نبوده و هیچ گروهی نیز حق مصادره آن را به نفع خویش ندارد.

🔹این استاد حوزه و دانشگاه توجه به اهداف قیام امام حسین (ع) را در راهپیمایی اربعین امری ضروری دانست و افزود: یکی از اهداف بلند اباعبدالله(ع) ایثارگری و فداکاری ایشان درراه دین خدا و تحقق آرمان‌های اسلام است که می‌توان با پیروی از ایشان این ویژگی‌ها را در وجود خود نهادینه ساخت.

🔹عضو جامعه مدرسین بی‌توجهی به اهداف امام حسین (ع) را عاملی برای فسادهای گاه‌وبیگاه در گوشه و کنار قلمداد کرد و گفت: با یادآوری مصائبی که خاندان نبوت در کربلا متحمل شدند و عمل به اهداف آقا و سرمشق گیری از ایشان درحرکت‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی می‌توان در اصلاح مملکتی کوشید.

🔹وی با اشاره به اتفاقات اخیر و حرکت‌های مرموزانه و اختلاف افکن میان شیعه‌ و سنی‌ در کشور عراق خاطرنشان کرد: رفتار صحیح شرکت‌کنندگان در این حرکت عظیم می‌تواند نقش مؤثری در خنثی کردن توطئه گران داشته و همگی باید به دنبال تقویت وحدت اسلامی باشند.
☑️خبرگزاری تسنیم
https://b2n.ir/17342
@mohsenfaghihi



آیت الله فقیهی: زائران پیاده‌روی اربعین به دنبال وحدت اسلامی باشند

,

🔴 آیت الله فقیهی: زائران پیاده‌روی اربعین به دنبال وحدت اسلامی باشند

🔹آیت‌الله محسن فقیهی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در قم، حرکت عظیم پیاده‌روی اربعین را حرکتی جهانی توصیف کرد و اظهار داشت: پیاده‌روی روز اربعین، به‌دوراز ملیت و مذهب خاصی بوده و ظرفیت بالایی برای صلح و ثبات منطقه ایجاد خواهد کرد لذا با احترام به ادیان مختلف این حرکت عظیم می‌تواند به وحدت جهان اسلام و مسلمانان و مردم کل جهان تبدیل شود.

🔹وی با پیروی از فرمایش مقام معظم رهبری این حرکت عظیم را مختص دین و مذهب خاصی ندانست و تصریح کرد: تمام جوامع و ادیان مختلف در این تجمع بزرگ تشیع مشارکت دارند و این حرکت مختص به گروه خاصی نبوده و هیچ گروهی نیز حق مصادره آن را به نفع خویش ندارد.

🔹این استاد حوزه و دانشگاه توجه به اهداف قیام امام حسین (ع) را در راهپیمایی اربعین امری ضروری دانست و افزود: یکی از اهداف بلند اباعبدالله(ع) ایثارگری و فداکاری ایشان درراه دین خدا و تحقق آرمان‌های اسلام است که می‌توان با پیروی از ایشان این ویژگی‌ها را در وجود خود نهادینه ساخت.

🔹عضو جامعه مدرسین بی‌توجهی به اهداف امام حسین (ع) را عاملی برای فسادهای گاه‌وبیگاه در گوشه و کنار قلمداد کرد و گفت: با یادآوری مصائبی که خاندان نبوت در کربلا متحمل شدند و عمل به اهداف آقا و سرمشق گیری از ایشان درحرکت‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی می‌توان در اصلاح مملکتی کوشید.

🔹وی با اشاره به اتفاقات اخیر و حرکت‌های مرموزانه و اختلاف افکن میان شیعه‌ و سنی‌ در کشور عراق خاطرنشان کرد: رفتار صحیح شرکت‌کنندگان در این حرکت عظیم می‌تواند نقش مؤثری در خنثی کردن توطئه گران داشته و همگی باید به دنبال تقویت وحدت اسلامی باشند.
☑️خبرگزاری تسنیم
https://b2n.ir/17342
@mohsenfaghihi



آیت الله فقیهی:موسم عظیم اربعین اقدامات مرموزانه استکبار در عراق را خنثی می کند

,

☑️ آیت الله فقیهی:موسم عظیم اربعین اقدامات مرموزانه استکبار در عراق را خنثی می کند

🔹عضو جامعه مدرسین با بیان این که اربعین اقدامات مرموزانه استکبار در عراق را خنثی می کند، بر ضرورت تقویت وحدت اسلامی و پرهیز از اختلافات در موسم اربعین تأکید کرد.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگراری رسا، آیت الله محسن فقیهی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، پیش ظهر امروز در درس تفسیر و حدیث خود که در مدرسه علمیه گلپایگانی برگزار شد، به تبیین ویژگی‌های قوم بنی اسرائیل و یهود طبق آیات قرآن پرداخت و گفت: قوم بنی اسرائیل حریص به دنیا است و اعتقاد دارد که دنیا و آخرت ویژه قوم یهود است.
آیت الله فقیهی بیان کرد: صهیونیسم تمام قطعنامه بین المللی جهان را زیر پای می‌گذارد و مردم فلسطین را مورد ظلم و ستم خویش قرار می‌دهد تا به مطامع دنیوی برسد.

🔹عضو جامعه مدرسین ابراز کرد: تمام ادیان الهی برای ترویج دین خویش تبلیغ می‌کنند و مردم را به دین دعوت می‌کنند؛ اما قوم یهود هیچ گروهی به جز خودشان را نمی‌پذیرد و اجازه نمی‌دهند که افراد از ادیان دیگر دین یهود را بپذیرند.
وی با بیان اینکه قوم یهود نسبت به مشرکان وابستگی و طمع بیشتر به دنیا و مادیات دارند، گفت: قوم بنی اسرائیل از خداوند هزار سال عمر طلب کرده‌اند و بهشت را ویژه خود می‌دانند اما اعتقادات آن‌ها مانع عذاب آن‌ها نخواهد شد؛ بنابراین به هر میزان برای کسب دنیا تلاش بیشتری کنند عذاب آن‌ها افزون خواهد شد و سرنوشت آن‌ها آتش دوزخ است.

🔹آیت الله فقیهی در ادامه سخنانش به تبیین معنای بصیرت پرداخت و گفت: برخی تنها به ظواهر مسائل و اتفاقات توجه دارند و از حقایق آن‌ها آگاهی ندارند اما بصیرت آن است که انسان با چشم باطن، مسائل و حوادث را به صورت دقیق درک کند.

🔹عضو جامعه مدرسین با بیان این که قوم یهود خود را برترین قوم و دین در جهان می‌دانند، گفت: در برخی افراد روحیه خود بزرگ‌بینی وجود دارد که این صفت قوم یهود است و خداوند در قران آن را مورد مذمت قرار داده است.
آیت الله فقیهی بیان کرد: به هر میزان گه بر تقوای استعداد و علم انسان افزوده می‌شود باید تواضع در برابر خداوند و مردم بیشتر شود نه اینکه صفت خودبزرگ‌بینی و تکبر در آن‌ها به وجود آید.

🔹عضو جامعه مدرسین بیان کرد: شیطان سعی دارد روحیه بزرگ‌بینی و استکباری در انسان‌ها تقویت کند که در روایات اهل بیت(ع) این روحیه را سبب هلاکت انسان‌ها بیان شده است.

وی در ادامه به شرح روایت از کتاب چهل حدیث امام خمینی(ره) درباره عجب پرداخت و گفت: برخی اهل دعا و نماز شب هستند و در این حالت به عجب و خود برتر بینی نسبت به دیگران پیدا می‌کنند.

🔹استاد درس خارج حوزه علمیه با بیان اینکه بدترین عجب این است که انسان عمل ناپسندیده خود را نیکو جلوه دهد، گفت: برخی کارهای ناپسندیده خود را توجیه می‌کنند؛ آن‌ها غیبت، بدگویی و اهانت دیگران را می‌کنند و آبروی فرد دیگر را در جامعه می‌برند اما این کار را نیک و وظیفه می‌دانند.
آیت الله فقیهی بیان کرد: در شرح چهل حدیث امام خمینی(ره) آمده است بدترین مردم کسی است که رفتار و اعمال زشت خویش را نیکو بداند که اسباب هلاکت خویش را فراهم کرده است.

🔹وی در بخش دیگر سخنانش حرکت عظیم پیاده روی اربعین را حرکت جهانی توصیف و بیان کرد: از تمام جوامع و ادیان در این تجمع بزرگ تشیع شرکت می‌کنند و این حرکت اختصاص به دین و مذهب خاصی ندارد.
عضو جامعه مدرسین بیان کرد: در راهپیمایی اربعین باید به اهداف قیام امام حسین(ع) توجه داشته باشیم، یکی از این اهداف ایشان ایثارگری بوده است.

🔹آیت الله فقیهی ابراز کرد: افرادی که در پیاده روی اربعین شرکت می‌کنند نباید به هیچ وجه به مقدسات دیگران توهین کنند بلکه باید به دنبال تقویت وحدت اسلامی باشند.
وی با اشاره به حوادث اخیر در کشور عراق گفت: آمریکا و اسرائیل و کشورهای منطقه حرکت‌ها مرموزانه ای برای اختلاف افکنی میان شیعیان و سنی‌ها در کشور عراق آغاز کرده‌اند؛ اما کسانی که در این حرکت عظیم جهانی شرکت می‌کنند با رفتار صحیح این توطئه را خنثی می کنند و باید به دنبال تقویت وحدت اسلامی باشند.

https://b2n.ir/55117

@mohsenfaghihi



حدیث ۳ (چهل حدیث: انواع عُجب)

, ,

موضوع: انواع عُجب

«عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَّالِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ(ع) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْعُجْبِ الَّذِی یُفْسِدُ الْعَمَلَ فَقَالَ: الْعُجْبُ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ یُزَیَّنَ لِلْعَبْدِ سُوءُ عَمَلِهِ فَیَرَاهُ حَسَناً فَیُعْجِبَهُ وَ یَحْسَبَ أَنَّهُ یُحْسِنُ صُنْعاً وَ مِنْهَا أَنْ یُؤْمِنَ الْعَبْدُ بِرَبِّهِ فَیَمُنَّ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِلَّهِ عَلَیْهِ فِیهِ الْمَنُّ».[۱]

عُجْب باعث نابودی عملدر مورد احادیثی که مرحوم امام (اعلی الله مقامه الشریف) در کتاب چهل حدیث ذکر فرموده‌اند، بحث می‌کردیم. یکی از مباحثی که مرحوم امام به آن توجه کرده‌اند، مسئله عُجْب است. عجب از رذائل اخلاقی است. بدبختی‌اش آن است که انسان با دست خود اعمال نیکی را که انجام داده نابود می‌کند.

در روایت از امام کاظم(ع) خواندیم: از ایشان پرسیده شد: عجبی که عمل انسان را نابود می‌کند، چیست؟ فرمود: «الْعُجْبُ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ یُزَیَّنَ لِلْعَبْدِ سُوءُ عَمَلِهِ». عجب درجاتی دارد.

عجب در کارهای خیرگاه شما عمل خوبی را مرتکب می‌شوید (نماز شب، دعای کمیل یا دعای ابوهمزه می‌خوانید) سپس عجب شما را می‌گیرد و می‌گوید: من آدم خوبی هستم، ابوهمزه خواندم، گریه کردم، دعای کمیل خواندم، زیارت امام حسین(ع) رفتم. عجب گاهی انسان را در این موقعیت می‌گیرد؛ یعنی اعمال خوبی را انجام داده و سپس می‌گوید: الحمدلله همه چیز من تکمیل است. مکه و کربلا رفتم، نماز شب هم که می‌خوانم، نماز اوّل وقت و جماعتم مرتب برقرار است و آدم صاف، خوب و درجه‌یکی هستم. عجب انسان را می‌گیرد و فکر می‌کند که انسان فوق‌العاده‌ای شده است. این درجه‌ای از عجب است.

راه درمان عجب در کارهای خیربرخی انسان‌ها آدم‌های خوبی هستند، کارهای خوبی هم انجام می‌دهند اما نباید به آن توجه کنند؛ باید بگویند: باز من بدترین آدم‌ها هستم. با اینکه آدم خوبی هستی ولی در زبان، فکر و قلبت نگو: «من بهترین آدم هستم» بلکه بگو: من آدم خبیثی هستم، آدم خوبی نیستم ولی تلاش می‌کنم که خودم را نجات بدهم.

عجب عامل سقوط ارزش اعمالاگر عجب تو را بگیرد، اعمالت از آن ثوابی که دارد ساقط می‌شود و پایین می‌آید؛ درجه اخلاصی که باید داشته باشید کم می‌شود؛ زیرا خودت را بزرگ می‌بینی.

 

عجب در اعمال زشتدرجه‌ای از عجب وجود دارد که خیلی بد است. خوب فکر کرده و دقت کنید ببینید آیا مبتلا هستید یا خیر؟ من نمی‌گویم چه کسی مبتلا است و چه کسی نیست؛ هرکس باید به نفس خودم مراجعه کند. آیا من مبتلای به این مرض هستم یا نه؟ این درجه، از عجب‌های خیلی بد و زشت است. عجبی که عمل بد را انجام می‌دهیم و می‌گوییم: «خیلی عالی است»؛ چه بدبختی از این بالاتر.

معمولاً ما روحانیون به این نوع از عجب گرفتار می‌شویم. برخی از روحانیون، کار زشتی را مرتکب می‌شوند، کار خود را توجیه می‌کنند و می‌گویند: «این کار خیلی عالی است»؛ تهمت می‌زند و می‌گوید: «وظیفه‌ من است». غیبت می‌کند و می‌گوید: «وظیفه شرعی من است. من وظیفه شرعی خود را انجام می‌دهم و آبروی فلانی را می‌برم».

با تهمت زدن، غیبت کردن، بدگویی، اهانت و کارهای بد و زشت، فکر می‌کند که بهترین کار را انجام می‌دهد؛ این بدترین عجب است. خدا نکند که ما توجیه‌گر اعمالمان باشیم. آنچه که هواهای نفسانیمان می‌گوید، انجام دهیم و سپس آن را توجیه کنیم. «الْعُجْبُ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ یُزَیَّنَ لِلْعَبْدِ سُوءُ عَمَلِهِ» عمل بدش را زینت می‌دهد؛ عمل زشت را انجام می‌دهد، تهمت می‌زند، توهین می‌کند، بدگویی می‌کند و تهمت می‌زند اما از خودش تعریف می‌کند. به این کار می‌گوییم: «أَنْ یُزَیَّنَ لِلْعَبْدِ سُوءُ عَمَلِهِ». «فَیَرَاهُ حَسَناً»: خیال می‌کند که کار خوبی انجام داده است. «فَیُعْجِبَهُ وَ یَحْسَبَ أَنَّهُ یُحْسِنُ صُنْعاً».

عجب در طلبکاری از خدا«وَ مِنْهَا أَنْ یُؤْمِنَ الْعَبْدُ بِرَبِّهِ فَیَمُنَّ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»: یک نوع از عجب آن است که انسان فکر می‌کند که اهل نماز شب، گریه، دعای ابوهمزه و … است و منّت بر خدا می‌گذارد. می‌گوید: من که این همه آدم خوبی هستم چرا باید مبتلای به فلان مرض شوم؟ چرا مریض شدم؟ چرا باید فلان مشکل برایم پیدا شود؟ من که اهل نماز شب، ذکر، دعا، نماز جماعت و … هستم. این شخص از خدا طلبکار است. می‌گوید: چرا من باید مصیبت ببینم؛ «فَیَمُنَّ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ». اعمال نیکت را برای خودت انجام دادی نه اینکه منّت بر خدا بگذاری.

منّ‌ت ‌خدا بر انسان«وَ لِلَّهِ عَلَیْهِ فِیهِ الْمَنُّ»: اگر کارهای خیر انجام می‌دهی، خدا بر شما منّت گذاشته که الحمدلله توفیق داشته‌ای کار خیر انجام دهی؛ نه این‌که بر خدا منّت بگذاری که چرا باید فلان مصیبت برای من اتفاق بیفتد، من که با خدا این‌طور هستم، من که حرف خدا را گوش می‌دهم؛ این منّت می‌شود. منّت بر خدا نگذار، خداوند بر تو منّت دارد.

خداوند تبارک و تعال در قرآن می‌فرماید: ﴿یمُنُّونَ عَلَیکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لَا تَمُنُّوا عَلَی إِسْلَامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یمُنُّ عَلَیکُمْ أَنْ هَدَاکُمْ لِلْإِیمَانِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ﴾[۲] شما که مسلمان شدید منّت بر خدا ندارید بلکه خداوند بر شما منّت دارد.

آیه دیگر در مورد همان عجبی که عرض کردم بدترین عجب است و متأسفانه ما گاهی مبتلای به این عجب می‌شویم که اعمال زشت، اهانت‌ها، غیبت‌ها و تهمت‌هایمان را زیبا می‌پنداریم و توجیه می‌کنیم: ﴿أَفَمَنْ زُینَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا﴾.[۳] یا آیه:‌ ﴿قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَهُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعًا﴾؛[۴] بدترین افراد چه کسانی هستند؟ کسانی که فکر می‌کنند بهترین کارها را انجام داده‌اند درحالی‌که کار زشت انجام می‌دهند ولی کار زشتشان را کار عالی تصویر می‌کنند.

بالاترین مهلکات

بالاترین و مهلک‌ترین مهلکات، «اعجاب المرء بنفسه» است. گاهی کارهای خوب انسان باعث می‌شود که فکر می‌کند آدم حسابی است اما گاهی انسان، اعمال زشت انجام می‌دهد و مبتلا می‌شود به اینکه اعمالش را توجیه کند و آن را به‌صورت خوب و تزیین شده ببیند.

تفاوت خوشحالی در عمل خیر با عجبمرحوم امام(ره) می‌فرماید:‌این عجب که بدترین عجب است، انسان را هلاک می‌کند. لیکن مرحوم امام(ره) می‌فرماید: اگر کسی اهل تواضع باشد، تکبّر نداشته باشد ولی از کار خوبش خوشحال ‌شود (مثلاً می‌گوید:‌خدا را شکر، امشب موفق شدم نماز شب بخوانم) این عیبی ندارد. الحمدلله موفق شدم و نماز جماعت رفتم،‌ الحمدلله موفق شدم و فلان خدمت را کردم، این اشکالی ندارد و به آن عجب نمی‌گوییم.

تواضع در خیرهاخوشحالی باید در کمال تواضع؛ هم تواضع عند الله و هم تواضع نسبت به مردم. تواضع نسبت به مردم و خدا داشته باشید و هر بلا، مشکلی، فقر، مریضی و ناراحتی برایتان به وجود آمد بگویید: خدایا شکرت. رفتم بیمارستان دیدم عده‌ای مریض سرطانی هستند، برخی را می‌گویند فردا می‌میرند، بعضی را می‌گویند امروز می‌میرند و بعضی دو روز دیگر، فهمیدم که من بهترین هستم نسبت به آن‌ها.

شکر مداومهرچه خودت را نگاه می‌کنی خدا را تشکر کن. بگو دیگران چه مشکلات بیشتری نسبت به من دارند، الحمدلله من این مشکلات را ندارم؛ در رابطه با درس، بحث و خانه؛ خیلی‌ها خانه ندارند اما الحمدلله من خانه دارم، حالا خانه‌ام کوچیک است، جایش دور است، عیبی ندارد. خیلی‌ها مستأجر هستند، خیلی‌ها پول اجاره را هم ندارند.

اگر توانستی در ظاهر و واقع روحیه‌ شکرگزاری را داشته باشی عیبی ندارد. خوشحالی که نماز شب خواندی اشکالی ندارد و به آن عجب نمی‌گویند. اگر خوشحالی که نماز اول وقت یا جماعت می‌خوانی، اشکالی ندارد و عجب نیست؛ ولی سعی کن که همواره تواضعت را نسبت به خدا و مردم داشته باشی؛ یعنی هم نسبت به مردم کوچکی کنی، این‌گونه نباشد که اگر نماز شب خواندی، جواب سلام مردم را ندهی، همچنین نسبت به خدا کوچکی کنی.

هرچه داری بگو الحمدلله، الحمدلله؛ خدایا این نعمت را از من نگیر. به من لطف و محبت بسیار کردی، ممنونم. الحمدلله این مقدار از امکانات را در اختیار دارم، شکر می‌کنم. گاهی بگویید: «یا واسع یا وهاب». از خدا بخواهید که به شما کمک کند و وضع مالیتان خوب شود سر را به سجده بگذارید و بگویید: «یا واسع یا وهاب»؛ یعنی خدا وهاب است و انشاءالله به شما لطف می‌کند. گاهی بگویید: «أشکر الله»، «شکر لله»؛ خدا را زیاد شکر کنید و از خداوند تبارک و تعالی تشکر کنید. گاهی بگویید: «أشکر الله علی نعمائه»؛ خدایا برای این نعمت‌هایی که به من دادی ممنونت هستم. به من کم ندادی و الحمدلله نسبت به خیلی‌ها علمم بالاتر و ایمانم، خانه و زندگی‌ام بهتر است.

ناشکری عامل سلب نعمت‌هامبادا ناشکری کنید و خداوند همین نعمت‌ها را هم از شما بگیرد؛ همین ماشین قراضه یا خانه کوچک را هم نداشته باشی؛ بگو«أشکر الله علی نعمائه». گاهی سر را به سجده بگذارید و با خداوند راز و نیاز کنید و بگویید: خداوندا همین چیزهایی که به من دادی خیلی زیاد است خیلی عالی است و خیلی تشکر می‌کنم.

مرحوم امام (اعلی الله مقامه الشریف) می‌فرماید: اگر این حالت تواضع و فروتنی را هم نسبت به خدا و هم نسب به مخلوق داشته باشی ولی خوشحال هستید (الحمدلله موفق شدم نماز شب خواندم، زیارت جامعه خواندم، زیارت کربلا رفتم و …) اشکالی ندارد و به آن عجب نمی‌گویند.

درمان عجببرای علاج کسالت که همه داریم (عجب) باید سعی بر تواضع باشد. هم تواضعتان را نسبت به مردم روز به روز زیاد کنید (به همه سلام کنید تا مبادا تکبر بر شما عارض شود) و هم نسبت به خدا تواضع داشته باشید، همیشه از خدا تشکر کنید؛ پایم درد می‌کند، خیلی‌ها هستند که پایشان را قطع کرده‌اند الحمدلله من پا دارم. هر مشکلی پیدا می‌کند همواره تشکر کنید. اگر این روحیه را در خود تقویت کنید با «اعجاب المرء بنفسه» مبارزه کرده‌اید و آن را کم‌کم از خود دور کنید وگرنه این حالت عجب گاهی ما را می‌گیرد، مخصوصاً ما روحانیون؛ برخی می‌آیند دست یا عبای ما را می‌بوسند و خیلی ما را تحویل می‌گیرند لذا خیال می‌کنیم که آدم حسابی هستیم. این اعجابی که ما را می‌گیرد بیچاره‌مان می‌کند. چه کار کنم؟ تواضعت را بیشتر کن، هم نسبت به مردم و هم نسبت به خدا.

راهپیمایی جهانی اربعینآقایان انشا‌ءالله برای اربعین می‌خواهید به کربلا مشرف شوید که ثواب بسیاری دارد. این حرکت واقعاً حرکت عظیمی است. از تمام کشورهای دنیا شرکت می‌کنند، از آمریکا، هند، پاکستان و تمام کشورهای دنیا. همچنین دین‌های مختلفی در راهپیمایی اربعین شرکت دارند. همان‌گونه که مقام معظم رهبری فرمودند این راهپیمایی اربعین، جهانی شده است؛ یعنی اختصاص به دین یا مملکت خاصّی ندارد.

ایثار یکی از اهداف امام حسین(ع)در طول تاریخ هیچ دین و مذهبی، اسلام و غیر اسلام، راهپیمایی با چنین ابهت و جمعیتی وجود نداشته. این حرکت اسلامی است که به وجود آمده است. در این راهپیمایی ما باید به اهداف امام حسین(ع) توجه ویژه‌ای داشته باشیم. یکی از اهداف امام(ع) ایثار است؛ شما که راهپیمایی می‌کنید و کسی مشکل داشته و نیاز به کمک داشت، دست او را بگیرید و به او کمک کنید، کسی که گرسنه است به او غذا بدهید، کسی که تشنه است و شما می‌توانید برای او آب فراهم کنید. ایثاری که امام حسین(ع) داشت را شما هم باید داشته باشید. باید از مردم عراق که ایثار می‌کنند باید کاملاً تشکر کنید.

توهین به مقدسات سایر ادیان و مذاهب ممنوعسعی کنید که به مقدسات ادیان مختلف به هیچ عنوان اهانت نکنید؛ زیرا از ادیان مختلف در این راهپیمایی شرکت کرده‌اند و شما باید وحدت را حفظ کنید. سعی کنید که اهداف امام حسین(ع) ظهور و بروز بیشتری داشته باشد. این حرکت اسلامی را پاس بدارید.

فتنه دشمنانمحبت، تواضع و تشکر خود را نسبت به مردم عراق داشته باشید که انشاءالله این حرکت مرموزانه دشمنان، نقش بر آب شود؛ زیرا آمریکا، اسرائیل و برخی از کشورهای منطقه به دنبال این هستند که این حرکت را کم‌رنگ و ضعیف کرده و ایجاد اختلاف کنند. می‌خواهند «عرب و عجم» و «شیعه و سنی» درست کنند تا اختلافاتی را به وجود بیاورند. سعی شما بر این باشد که نقشه‌های دشمن را کاملاً نابود کنید.

ملتمس دعااز آقایان عزیز و سروران محترم تقاضا می‌کنم که انشاءالله اگر مشرف شدید، این فقیر حقیر سراپا تقصیر را هم در گوشه چشمتان دعا بفرمایید؛ ما هم شما را دعا خواهیم کرد.


[۴] سوره کهف، ۱۰۳ ـ ۱۰۴٫


تفسیر ۳ (سوره بقره: آیه ۹۶)

, ,

موضوع: تفسیر سوره بقره/ آیه ۹۶

﴿وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلی‌ حَیاهٍ وَ مِنَ الَّذینَ أَشْرَکُوا یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَهٍ وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ أَنْ یُعَمَّرَ وَ اللَّهُ بَصیرٌ بِما یَعْمَلُونَ﴾[۱]

خلاصه جلسه گذشته: در بحث تفسیر، به تفسیر آیه نود و ششم از سوره مبارکه بقره رسیدیم. در آیات قبل از یهود و بنی‌اسرائیل صحبت شد که عقیده داشتند که جزء بهترین افراد روی زمین هستند، ﴿نَحْنُ أَبْنَاء اللّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ﴾ [۲] قوم یهود می‌گفتند ما فرزندان خدا و محبوب او هستیم و به قدری در این رابطه غلو کردند که می‌گفتند بهشت هم به ما اختصاص دارد و خداوند بهشت را فقط برای یهود آفریده است. ﴿قُلْ إِنْ کانَتْ لَکُمُ الدَّارُ الْآخِرَهُ عِنْدَ اللَّهِ خالِصَهً مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ﴾[۳] می‌گفتند دار آخرت و بهشت فقط و فقط، برای یهود است و دیگران سهمی از بهشت ندارند.

خداوند متعال در قرآن مجید این تصور یهود را بیان فرموده و جواب می‌دهد که ای پیامبر به یهود و بنی‌اسرائیل بگو اگر واقعا بهشت برای شماست و دیگران سهمی در بهشت ندارند پس تقاضای مرگ کنید، چراکه در این دنیا مشکلات وجود دارد و شما هم عقیده دارید که بهشت برای شماست؛ پس با تقاضای مرگ خود را به بهشت برسانید اگر راست می‌گویید.در آیه بعد می‌فرماید: ﴿وَلَن یَتَمَنَّوْهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ وَاللّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمینَ﴾[۴] در حالی که قوم یهود به هیچ عنوان تقاضای مرگ نمی‌کردند و به شدت از مرگ هراسان بودند و فرار می‌کردند و این نشانه عدم اعتقاد آنان به حرف خودشان است.

تفسیر آیه ۹۶: در آیه نود و شش می‌فرماید: ﴿وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلی‌ حَیاهٍ وَ مِنَ الَّذینَ أَشْرَکُوا﴾ اگر زندگانی اقوام و طوایف مختلف را بررسی کنید، یهود حریص‌ترین مردم به دنیا و هراسان‌ترین مردم از مرگ هستند؛ یهود حتی از مشرکین هم نسبت به زندگی دنیا حریص‌تر هستند. حریص بودن نسبت به دنیا برای مشرکین طبیعی است چرا که اعتقادی به آخرت و معاد ندارند و زندگی را محدود به حیات دنیوی می‌دانند اما یهود که بهشت را مخصوص خود می‌دانند و غیر خود را سزاوار بهشت نمی‌دانند، نسبت به دنیا از مشرکین هم حریص‌تر هستند.

﴿وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلی‌ حَیاهٍ﴾ خداوند متعال می‌فرماید قوم یهود را حریص‌ترین مردم نسبت به حیات دنیا می‌یابی و نسبت به دنیا وابستگی زیادی دارند. چقدر به حق الناس بی‌توجه هستند؛ چون ثروت به راحتی جمع نمی‌شود و مقداری از حق مردم را می‌گیرند، شما می‌بینید که اسرائیل با این جمعیت کم، برای اینکه برای خودش مکان و دولت و ثروتی داشته باشد مردم فلسطین را کشت و نابود کرد. همه این‌ها به خاطر این است که یهود وابسته به دنیا هستند نه آخرت؛ اگر به آخرت وابسته بودند، این همه برای دنیا تلاش نمی‌کردند و حق مردم را ضایع ننموده و ظلم نمی‌کردند. تمام قطعنامه‌های سازمان ملل را زیر پا می‌گذارند برای اینکه به مردم ظلم کنند و این نشانه زیرپا گذاشتن حق و حقیقت و وابستگی شدید به دنیا است.

همه ادیان برای دین خود تبلیغ می‌کنند ولی یهود برای دین خود تبلیغ نمی‌کنند و حتی اگر کسی بخواهد یهودی شود اجازه نمی‌دهند، می‌گویند ما گروه خاصی هستیم و کسی اجازه ورود به گروه ما ندارد.در عبارت ﴿وَ لَتَجِدَنَّهُمْ﴾ تأکید زیادی وجود دارد، لام تأکید است و نون مشدد هم دلالت بر تأکید دارد که نشان از شدت حب دنیا و حرص بنی‌اسرائیل است.

بنی‌اسرائیل به اندازه‌ای وابستگی به دنیا دارند که ﴿یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَهٍ﴾ تقاضای هزار سال عمر می‌کنند و این تقاضا کاشف از وابستگی شدید آن‌ها به دنیا است و این وابستگی یهود به دنیا از همه اقوام بیشتر و شدیدتر است ولی قوم یهود بدانند که ﴿وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ أَنْ یُعَمَّرَ﴾ این علاقه به دنیا و ادعای یهود مانع از عذاب و دافع عذاب نمی‌شود و اینها به اعمال خود در آخرت معذّب هستند و آتش جهنم جایگاه آن‌ها است.

معنای مزحزح: مزحزح از زحزح به معنای دفع است این ادعاهایی که یهود دارند آن‌ها را از عذاب دور نمی‌کند، هر چه بیشتر عمر کنند عذاب آن‌ها بیشتر می‌شود.

معنای بصیر و بصیرت: ﴿وَ اللَّهُ بَصیرٌ بِما یَعْمَلُونَ﴾ خداوند به آنچه انجام می‌دهند بصیر است. بصیر به معنای بصر و چشم نیست بلکه به معنای بصیرت و آگاهی کامل است. اینکه مقام معظم رهبری می‌فرماید بصیرت داشته باشید؛ بصیرت به معنای آگاهی درونی است، شما گاهی با چشم چیزی را می‌بینید و گاهی با قلب آن چیز را درک می‌کنید و کاملا آن را می‌فهمید، به این بصیرت گفته می‌شود. بعضی ظواهر را می‌بینند که به این بصر گفته می‌شود. لذا غیر از چشم ظاهری لازم است که دنیا را با چشم باطن هم دید. تمام حقایق عالم وجود را نمی‌توان با چشم ظاهر دید و نیاز به چشم باطن و بصیرت دارد.

خداوند بصیر است؛ یعنی به تمام مسائل آگاهی کامل دارد، اینطور نیست که شخصی ادعایی کند و خدا او را عذاب نکند، ادعای او در مقابل بصیرت پروردگار چیزی نیست.به این نکته توجه داشته باشید که یهود و بنی‌اسرائیل ادعاهایی داشتند و خداوند متعال در جواب آن‌ها فرمود که ﴿فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ﴾ و مباحثی که در آیات گذشته مطرح شد، همین داستان را در نفس خودتان پیاده‌کنید؛ یعنی ببینید که چگونه افرادی هستید، بعضی خود را بزرگ می‌بینند و فکر می‌کنند که دارای ارزش ویژه هستند، این روحیه بزرگ‌بینی که گفته می‌شود اعجاب المرء بنفسه، روحیه یهود است.

هرچه فهم و استعداد و علم و تقوای انسان بالاتر رود باید خود را کوچک ببیند و تواضع بیشتری داشته باشد، اگر تکبر کرد و خود را بزرگ دید، روحیه بنی‌اسرائیلی در او وجود دارد که خداوند متعال در قرآن مجید اینچنین با آن برخورد کرده و ما باید سعی کنیم به این جریان نزدیک نشویم که باعث نابودی ماست.شیطان برای اینکه انسان را نابود کند روحیه استکبار را در انسان به وجود می‌آورد که مورد مذمت قرآن است و یهود نمونه بارز استکبار و خود برتر بینی هستند ولی گاهی این روحیه در بعضی افراد دیده می‌شود که علامت خطر و نابودی است. در روایت داریم که یکی از روحیاتی که انسان را نابود می‌کند همین روحیه استکبار است.انسان باید خودش را در مقابل خدا و مخلوق خدا کوچک بداند و فکر نکند که مردم بد هستند ممکن است دیگران از انسان خیلی بهتر باشند و صفاتی داشته باشند که او نداشته باشد. این روحیه را در خود زنده کنید. حرکت اربعین هم مؤید همین روحیه است. مردم با پای پیاده این مسیر را طی می‌کنند که به آقا امام حسین علیه السلام اقتدا کنند و بگویند که ما هم از جان و مال و تمام وجودمان گذشت می‌کنیم و وابسته به دنیا نیستیم. 




خارج فقه ۱۲ (قمار: مراهنه بر بازی با غیر آلات قمار)

, ,

موضوع: مکاسب محرمه/قمار /مراهنه بر بازی با غیر آلات قمار

خلاصه جلسه گذشته: صحبت در بحث قمار و روایات این باب بود. یکی از روایات این بود: مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ[۱] عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى[۲] عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ[۳] عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ[۴] عَنْ أَبِی الْحَسَنِ[۵] (ع) قَالَ: «… کُلُّ مَا قُومِرَ عَلَیْهِ فَهُوَ مَیْسِرٌ»[۶] .

گفتیم که در روایات، دو عبارت داریم:۱. «کُلُّ مَا قُومِرَ عَلَیْهِ»: یعنی آن پول و رهانی که بر آن قرار داد بسته‌اید.

۲٫ «کُلُّ مَا قُومِرَ بهِ»: یعنی آنچه که به وسیله آن قمار می‌شود. مثلاً: شطرنج. پیداست که هم رهان و هم لعب، هر دو مبغوض شارع‌اند.

اشکال استدلال بر این روایتگفتیم که این سه عنوان با هم فرق دارند:۱٫ «آلات المعدّه للقمار»: مثل شطرنج و نرد که برای قمار آماده شده‌اند.۲٫ «آلات المتعارفه للقمار»: آلاتی که در هر زمانی متعارف شده و مردم با آن قمار میکنند.

۳٫ آلات غیر متعارفه.نکته دیگر این است: آلات متعارفه در هر زمان و مکانی ممکن است متفاوت باشد. حکم به حرمت، آلات متعارفه را شامل می‌شود یا آلات معده را؟ آیا آلات غیر متعارفه را نیز شامل می‌شود؟ پس درباره این که حرمت چه آلاتی را شامل می‌شود، جمعاً سه احتمال وجود دارد:۱٫ فقط آلات معده ۲٫ آلات وعده و متعارفه ۳٫ آلات معده و متعارفه و غیر متعارفه. آیا آلات غیر متعارفه را نیز شامل می‌شود؟نکته مهم در این رابطه، وجود کلمه «قمار» است. آیا قمار با آلات غیر متعارفه محقق می‌شود؟ آیا قمار با فوتبال و والیبال و… محقق می‌شود؟لغت، لعب با آلات غیر متعارفه را قمار نمیداند. ولی آیا قمار شرعی بر اینها صدق می‌کند؟ در روایت «الکعاب و الجوز» آمده است و این‌ها جزو آلات قمار ذکر شده‌اند؛ ولی این‌ها در زمان ائمه (ع) جزو آلات متعارفه بوده است.

امام خمینی (ره)[۷] و آیت الله سبحانی[۸] و… میگویند: این‌ها (کعاب و جوز) جزو آلات متعارفه در آن زمان بوده‌اند و نهی شده‌اند. پس از این روایات، حرمت لعب با آلات متعارفه (احتمال دوم) اثبات میشود. اما در مورد آلات غیر متعارفه: دلیلی در لغت و شرع نداریم که بگوید قمار با اینها محقق می‌شود. پس حرمت تکلیفی مسابقه حفظ قرآن، نهج البلاغه، خطاطی و… همراه رهان، از این روایات به دست نمی‌آید.

روایت پنجم:و منها:[۹] عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ[۱۰] عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ[۱۱] عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ[۱۲] عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ[۱۳] عَنْ جَابِر[۱۴] عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ[۱۵] (ع) قَالَ: … قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا الْمَیْسِرُ؟ فَقَالَ: «کُلُّ مَا تُقُومِرَ[۱۶] بِهِ حتّى‌ الْکِعَابُ‌[۱۷] ‌وَ الْجَوْزُ» …»[۱۸] .

بررسی سند روایت: سند روایت به علت وجود عمر بن شمر ضعیف است. ولی سایر روات امامی و ثقه‌اند.

شیخ انصاری[۱۹] و محقق خوئی و مرحوم سبزواری به این روایت استدلال کرده‌اند؛ البته مرحوم خوئی می‌فرمایند که سند روایت درست نیست.

اشکالدو اشکال بر استدلال به این روایت:

۱٫ مرحوم ایروانی می‌فرماید: «[هذه الروایه] ظاهره فی أنّ المیسر عباره عن ما یقامر علیه و هو الرهن؛ فتوافق روایه یاسر الخادم التی عرفت أنّها أجنبیّه عن المدّعى و أنّها دلیل الفساد[۲۰] ».

این روایت بر حرمت تکلیفی دلالت می‌کند یا حرمت وضعی؟ در این روایت «مَا تُقُومِرَ بِهِ» آمده، نه «تقومر علیه»؛ ولی به‌هرحال لفظ قمار مطرح شده است و قمار ظاهر در جایی است که رهان نیز باشد و اگر رهان نباشد، دلیلی بر حرمت آن نداریم.

 


[۱] . الکلینی: امامی و ثقه است.
[۲] . العطّار: امامی و ثقه است.
[۳] . أحمد بن محمّد بن عیسى الأشعری‌: امامی و ثقه است.
[۴] . امامی و ثقه است.
[۵] . امام رضا (ع).
[۹] . محمّد بن یعقوب الکلینی: امامی و ثقه است.
[۱۰] . أحمد بن إدریس القمّی: امامی و ثقه است.
[۱۱] . القمّی: امامی و ثقه است.
[۱۲] . الخرّاز: امامی و ثقه است.
[۱۳] . الجعفی: امامی و ضعیف است.
[۱۴] . جابر بن یزید الجعفی‌: امامی و ثقه است.
[۱۵] . الإمام الباقر (ع).
[۱۶] . در تهذیب الأحکام، شیخ الطائفه، ج۶، ص۳۷۱، ح۱۹۶ : قَالَ کُلُّ مَا یُقْتَمَرُ.
[۱۷] . یعنی: فصوص النرد [تاسهای تختۀ نرد]، مفردش: کَعْب و کَعْبه.

 



خارج اصول ۱۲ (مباحث الفاظ، وضع: تعارض احوال)

, ,

موضوع: مباحث الفاظ/وضع /تعارض احوال

خلاصه جلسه گذشته:بحثمان درباره با عبارت مرحوم آخوند در کفایه مربوز به بحث تعارض احوال بود. برخی از بزرگان، اشکالاتی بر کلام آخوند گرفته‌اند که می‌خواهیم ببینیم این اشکالات چه هستند؟

اشکال مرحوم ایروانی بر فرمایش مرحوم آخوند«هذه الأحوال ثلاثه منها راجعه إلى مقام الاستعمال و هی المجاز و التخصیص و الإضمار؛ فإذا شکّ فی إراده شی‌ء منها مع احتمال إراده الحقیقه ینفى ذلک بأصاله الحقیقه. و اثنان من هذه الأحوال- و هما الاشتراک و النقل- یرجعان إلى مقام الوضع؛ فإذا شکّ أنّ اللفظ متّحد المعنى أو متعدّده یحکم بعدم التعدّد؛ کما أنّه إذا شکّ فی حصول النقل یحکم بعدمه، فالأصل الذی یتعیّن به حال الوضع- أعنی به أصاله عدم الاشتراک و أصاله عدم النقل- أصل وضعیّ و الأصل الذی یتعیّن به حال المراد- کأصاله عدم التخصیص و أصاله عدم التقدیر و الإضمار و بعباره جامعه أصاله الحقیقه- أصل مرادیّ و المصنّف قد خلط بین القسمین؛ ثمّ فی مقام بیان الحکم قد أتى بعباره لاتنطبق إلّا على الشکّ فی المراد و لایرتبط إلّا بثلاث من تلک الحالات».[۱]

توضیح: آیا حالت‌های اضمار، تخصیص، مجاز، اشتراک و نقل همه یک نوعند یا باهم فرق دارند؟

اضمار، تخصیص و تجوز، مشکلشان با «اصاله الحقیقه» حل می‌شود. ولی در مورد اشتراک؟ در دوران امر بین معنای حقیقی و اشتراک، اصاله الحقیقه به درد نمی‌خورد؛ چون هر دو معنا حقیقی‌. درباره نقل نیز همین‌طور است؛ یعنی در دوران امر بین معنای حقیقی و نقل، اصاله الحقیقه به درد نمی‌خورد؛ چون هر دو معنا حقیقی‌ هستند، بلکه اصلاً در نقل، معنای دوم قوی‌تر است؛ چون معنای اول ترک شده. پس اصاله الحقیقه فقط در صورت دوران امر بین معنای حقیقی و سه حالت اول است که به درد می‌خورد.

مرحوم آخوند تمام این پنج حالت را یک¬کاسه مطرح کرده و به اصطلاح، همه را با یک چوب رانده است، ولی مرحوم ایروانی می‌گوید: این حالت‌ها را باید دو دسته کرد. در اضمار، تخصیص و مجاز، اصاله الحقیقه جاری می‌شود ولی در مورد اشتراک و نقل جاری نمی‌شود.

پاسخ به اشکال ایروانیپاسخ مرحوم ایروانی را این‌گونه می‌دهیم که مقصود مرحوم آخوند، اصاله الحقیقه نیست؛ بلکه منظورش اصاله الظهور است. اصاله الحقیقه، زیرمجموعه اصاله الظهور است ولی تمام اصاله الظهور، اصاله الحقیقه نیست. هرجا که عام و خاصی داریم، اصاله الظهور می‌گوید اینجا تخصیص است. هرجا که مطلق و مقیدی داریم، اصاله الظهور می‌گوید که اینجا تقیید است. اصاله الظهور یعنی وقتی ظاهر کلامی دارای قید، مخصّص و قرینه است، قرائن را مقایسه کنید و ظاهر عرفی کلام را بگیرید. این اصاله الظهور در تمام پنج حالت هست.

نقل و اشتراک نیز نیاز به قرینه و دلیل دارند؛ پس اگر مقصود آخوند اصاله الحقیقه باشد، اشکال ایروانی وارد است ولی اگر مقصود مرحوم آخوند اصاله الظهور باشد، اشکال مرحوم ایروانی وارد نیست. ظاهر کلام آخوند این است که منظورش اصاله الظهور است نه اصاله الحقیقه؛ پس این اشکال بر قول آخوند وارد نیست. البته اگر در عبارت آخوند، قید «صارفه» پس از کلمه «قرینه» نمی‌آمد و «قرینه» مطلق ‌بود این اشکال پیش نمی‌آمد.

 




خارج فقه ۱۱ (قمار: مراهنه بر بازی با غیر آلات قمار)

, ,

موضوع: مکاسب محرمه/قمار /مراهنه بر بازی با غیر آلات قمار

 

خلاصه جلسه گذشته: صحبت در بحث قمار و روایات باب قمار بود. دو روایت را ذکر کردیم. این روایات حرمت وضعی را میگویند یا حرمت تکلیف و حرمت وضعی را؟

اشکال بر استدلال به دو روایتیک از روایات این بود:

مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ[۱] بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ سَیَابَهَ[۲] قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع)… قَالَ … أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «إِنَّ الْمَلَائِکَهَ لَتَنْفُرُ عِنْدَ الرِّهَانِ‌ وَ تَلْعَنُ صَاحِبَهُ مَا خَلَا الْحَافِرَ[۳] وَ الْخُفَّ[۴] وَ الرِّیشَ[۵] وَ النَّصْلَ[۶] … وَ قَدْ سَابَقَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أُسَامَهَ بْنَ زَیْدٍ وَ أَجْرَى الْخَیْلَ»[۷] .

نفرت و لعن ملائکه به بازی کردن تعلق گرفته است یا به رهان؟ عبارت می‌گوید که لعن و نفرت به رهان تعلق گرفته؛ نه به بازی کردن.

حدیث دیگر این بود:

مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ[۸] بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى[۹] عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى[۱۰] عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ[۱۱] عَنْ أَبِیهِ[۱۲] عَنْ عَلِیِّ بْنِ عُقْبَهَ[۱۳] عَنْ مُوسَى بْنِ النُّمَیْرِیِّ[۱۴] عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ سَیَابَهَ[۱۵] عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ:‌«لَا بَأْسَ‌ بِشَهَادَهِ الَّذِی‌ یَلْعَبُ بِالْحَمَامِ وَ لَا بَأْسَ بِشَهَادَهِ[۱۶] الْمُرَاهِنِ عَلَیْهِ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَدْ أَجْرَى الْخَیْلَ وَ سَابَقَ وَ کَانَ یَقُولُ إِنَّ الْمَلَائِکَهَ تَحْضُرُ الرِّهَانَ فِی الْخُفِّ[۱۷] وَ الْحَافِرِ[۱۸] وَ الرِّیشِ[۱۹] وَ مَا سِوَى ذلک فَهُوَ[۲۰] قِمَارٌ حَرَامٌ»[۲۱] .

بررسی سند روایت: تمام افراد موجود در سند حدیث امامی و ثقه اند ؛ بجز محمّد بن موسى بن عیسى الهَمْدَانی‌ که ضعیف است و أحمد بن الحسن بن علیّ بن فضال و حسن بن علیّ بن فضّال التیمی که فطحی و ثقه اند. پس این روایت مسنده و ضعیف است.

حدیث می‌گوید که در رهان این موارد ملائکه حاضر می‌شوند و غیر این موارد حرام است؛ یعنی اهمیت و مبغوضیت و قبح در رهان است. پس خصوصیتی که در این دو روایت وجود دارد، رهان است. لذا مرحوم ایروانی می‌فرمایند: «النبویّان یدلّان على حرمه المراهنه و المعامله دون اللعب الخارجی؛ فلعلّ المراد من الحرمه هو الفساد دون الحرمه التکلیفیّه و لعن الملائکه لعلّ من جهه اللعب أو أخذ العوض و على کلّ حالّ فهما أجنبیّان عن حرمه نفس العمل و اللعب الذی هو محلّ الکلام مع أنّهما منصرفان إلى ما هو الشائع من الرهان و هو ما کان بالآلات المتعارفه؛ نعم لا یختصّ بالآلات المعدّه للّعب، فیشمل الرهان على اللعب بالخاتم و الجوز و البیض و أمّا مثل المصارعه و سائر المغالبات فهی و إن کانت شائعهً إلّا أنّ المراهنه علیها نادره[۲۲] ». این روایات به لعب کاری ندارند و بر رهان تاکید دارند. پس آن چیزی که حرام است، رهان است نه بازی کردن. گرفتن پول حرام است نه بازی کردن. روایات حرمت وضعی را میگویند؛ نه حرمت تکلیفی را. این احتمال نیز وجود دارد که این‌ها به مورد شایع رهان که بازی با آلات متعارفه است انصراف داشته باشند. به نظر ما اشکال مرحوم ایروانی، درست است.

روایت سوم:[الْعَیَّاشِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ][۲۳] عَنْ یَاسِرٍ الْخَادِمِ[۲۴] عَنِ الرِّضَا (ع) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَیْسِرِ قَالَ: «التَّفَلُ[۲۵] [۲۶] مِنْ کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَالَ: الْخُبْزُ وَ التَّفَلُ‌[۲۷] مَا یُخَرَّجُ بَیْنَ الْمُتَرَاهِنَیْنِ مِنَ الدَّرَاهِمِ وَ غَیْرِهِ»[۲۸] .

بررسی سند روایت: روایت مرفوعه و ضعیف است.

میگوید که از امام رضا (ع) سؤال کردم: «معنای میسر در آیه ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ﴾[۲۹] چیست؟» امام فرمودند: «آن پولی که در زمان قمار یا… وسط می‌گذارند، میسر است».

از این روایت نیز متوجه می‌شویم که آنچه اهمیت دارد، «مَا یُخَرَّجُ بَیْنَ الْمُتَرَاهِنَیْنِ مِنَ الدَّرَاهِمِ وَ غَیْرِهِ» است. این است که مبغوض شارع است. این روایت سند درستی ندارد ولی در مکاسب شیخ انصاری[۳۰] و مهذب الاحکام سبزواری به این روایت استدلال شده است.

به نظر ما این روایت حرمت رهان را می‌گوید نه حرمت لعب را.

محقق خویی ضعف سند را قبول کرده ولی حرمت وضعی و تکلیفی را از این روایت استفاده می‌کنند.[۳۱] وقتی آن پول حرام شد، سببش نیز حرام است. ولی به نظر ما این حرف درست نیست و ملازمه‌ای بین این دو حکم وجود ندارد.

روایت چهارممُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ[۳۲] عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى[۳۳] عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ[۳۴] عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ[۳۵] عَنْ أَبِی الْحَسَنِ[۳۶] (ع) قَالَ: «… کُلُّ مَا قُومِرَ عَلَیْهِ فَهُوَ مَیْسِرٌ»[۳۷] .

بررسی سند روایت: تمام روات امامی و ثقهاند و سند روایت درست است.

در روایات قبل، دو جمله داشتیم:۱. «کُلُّ مَا قُومِرَ عَلَیْهِ»: یعنی آن پول و رهانی که بر آن قرار داد بسته‌اید. ۲٫ «کُلُّ مَا قُومِرَ بهِ»: یعنی آنچه که به وسیله آن قمار می‌شود. مثلاً: شطرنج.

امام رضا (ع) می‌فرمایند: «قمار، هر چیزی است که بر آن قمار بسته شده است». در این روایت ماده «قمار» بکار رفته، نه «لعب». در این روایت، عبارت «مَا قُومِرَ عَلَیْهِ» است؛ نه «مَا قُومِرَ بهِ»؛ یعنی آن پول که رد و بدل می‌شود میسر است. به نظر ما این روایت سند و دلالتش درست است؛ ولی مشروط بر این که «قُومِرَ عَلَیْهِ» تحقق پیدا کند و قمار، لعب با آلات متعارف همراه رهان است. در این صورت این روایت هم بر حرمت تکلیفی و هم حرمت وضعی دلالت می‌کند؛ زیرا در قرآن، میسر هم حرمت تکلیفی دارد و هم حرمت وضعی.

نکته:این دو عنوان با هم فرق دارند: ۱٫ «آلات المعدّه للقمار»: مثل شطرنج و نرد که برای قمار آماده شده‌اند. ۲٫ «آلات المتعارفه للقمار»: آلاتی که در هر زمانی متعارف شده و مردم با آن قمار میکنند.

در آلات قمار، روی دو چیز می‌توانید دست بگذارید و بگویید که حرام است: «آلات المعدّه للقمار» و «آلات المتعارفه للقمار». هر دو اینها وجه دارد. اگر با رهان بازی شوند، حرام‌اند. ولی اگر چیزی از آلات معّده و متعارفه نیست: ۱٫ اگر شما رهان را کافی میدانید برای حرمت: لعب با این آلات همراه رهان حرام است. ۲٫ اگر وجود هر دو رکن را لازم میدانید برای حرمت: در این صورت لعب با این چیزها حرام نخواهد بود.


[۱] . محمّد بن علیّ بن الحسین بن بابویه‌ القمّی: امامی و ثقه است.
[۲] . امامی و ثقه است.
[۳] . کالخیل و البغال و الحمیر.
[۴] . از شتر و فیل.
[۵] . یعنی: السهم (تیر)، تیر پردار.
[۶] . السیف و الرمح و السهم‌.
[۸] . محمّد بن الحسن بن علیّ الطوسی‌: امامی و ثقه است.
[۹] . الأشعری: امامی و ثقه است.
[۱۰] . محمّد بن موسى بن عیسى الهَمْدَانی‌: ضعیف است.
[۱۱] . أحمد بن الحسن بن علیّ بن فضال‌: فطحی و ثقه است.
[۱۲] . الحسن بن علیّ بن فضّال التیمی: فطحی و ثقه است. بنابر قولی از أصحاب الإجماع است.
[۱۳] . علیّ بن عقبه بن خالد: امامی و ثقه است.
[۱۴] . موسى بن أکیل النمیری‌: امامی و ثقه است.
[۱۵] . امامی و ثقه است؛ ولی محقق خوئی این را قبول ندارند.
[۱۶] . در تهذیب الأحکام، شیخ الطائفه، ج۶، ص۲۸۴ چنین آمده: بِشَهَادَهِ صَاحِبِ السِّبَاقِ.
[۱۷] . من الإبل و الفیل.
[۱۸] . کالخیل و البغال و الحمیر.
[۱۹] . یعنی: السهم (تیر)، تیر پردار.
[۲۰] . در مصدر سابق: بدون «فَهُوَ» است.
[۲۱] وسائل الشیعه، الشیخ الحر العاملی، ج۱۹، ص۲۵۳، أبواب السبق والرمایه، باب۳، ح۳، ط آل البیت.. (هذه الروایه مسنده و ضعیفه؛ لوجود محمّد بن موسى فی سندها و هو ضعیف رمی بالغلو(.
[۲۳] تفسیر العیاشی، العیاشی، محمد بن مسعود، ج۱، ص۳۴۱٫ محمّد بن مسعود العیّاشی : امامی و ثقه است.
[۲۴] . امامی و ثقه است.
[۲۵] . یعنی: الریح الکریهه.
[۲۶] . در مصدر سابق: الثَقَل؛ یعنی: کلّ شیء نفیس، متاع المسافر و حشمه، نادر.
[۲۷] . در مصدر سابق: الثَقَل.
[۳۲] . الکلینی: امامی و ثقه است.
[۳۳] . العطّار: امامی و ثقه است.
[۳۴] . أحمد بن محمّد بن عیسى الأشعری‌: امامی و ثقه است.
[۳۵] . امامی و ثقه است.
[۳۶] . الإمام الرضا (ع).


خارج اصول ۱۱ (مباحث الفاظ، وضع: تعارض احوال)

, ,

موضوع: مباحث الفاظ/وضع /تعارض احوال

خلاصه جلسه گذشتهصحبت در تعارض احوال بود و مرحوم آخوند کلامی را فرمودند. حالا فرمایش آخوند را می‌خوانیم و بررسی می‌کنیم که آیا اشکال دارد یا نه؟

فرمایش مرحوم آخوند«إنّه للفظ أحوال خمسه و هی التجوّز و الاشتراک و التخصیص و النقل و الإضمار لایکاد یصار إلى أحدها فیما إذا دار الأمر بینه و بین المعنى الحقیقیّ إلّا بقرینه صارفه عنه إلیه».[۱]

قبلاً خلاصه فرمایش آخوند را گفته بودیم که وقتی در مورد کلامی احتمال اشتراک یا تخصیص یا … می‌دهی، به این احتمالات توجه نکن و آن را بر معنای حقیقی حمل؛ یعنی به «اصاله الحقیقه» عمل کن مگر اینکه قرینه‌ای برای حمل بر معنای مجازی وجود داشته باشد.

اشکاللکن به نظر ما دو نکته وجود دارد:

۱٫ مناسب بود که مرحوم آخوند بعد از عبارت «المعنى الحقیقیّ»، قیدی را می‌آورد و می‌گفت: «المعنی الحقیقیّ الأوّل المتبادر أوّلاً»؛ زیرا در مواردی مثل اشتراک، معنای دوم نیز حقیقی است و برای حمل بر آن معنای حقیقی دوم، قرینه معیّنه نیاز است، نه قرینه صارفه. نقل هم همین‌طور است ولی در تجوز، تخصیص و اضمار این‌گونه نیست؛ لذا بهتر بود «قرینه» به شکل مطلق گفته می‌شد نه مقید به «صارفه عنه إلیه»

۲٫ در تقیید و تخصیص و اشتراک و نقل تفحص از قرینه لازم است. درمورد حقیقت و مجاز می‌توان سریع حکم کرد ولی در مورد تقیید و تخصیص و… فوراً نمی‌توان حکم کرد و باید قرینه را جست‌وجو کرد.

اشکال مرحوم مشکینی به کلام آخوند«إنّ للفظ أحوالاً خمسه أخرى: النسخ و التقیید و الکنایه و الاستخدام و التضمین و کلّها خلاف الظاهر».[۲]

یعنی آخوند این پنج حالت را ذکر نکرده درحالی‌که این‌ها هم هستند.

به نظر ما حرف مرحوم مشکینی حرف درستی است. البته می‌توان گفت: شاید مرحوم آخوند موارد را که غالباً استفاده می‌شود بیان کرده است.